شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٩٢ - الثانى فى صفاته
درباره او نيست) چون داعى ندارد پس فعل با وجود شرائط از جمله داعى و تصميم واجب است و منافى امكان و اختيار نيست لذا از پيش خبر ميدهيم فلان ملحد روزه نخواهد گرفت باختيار خودش و اگر واجب نبود خبر نميداديم اما اين وجوب بسبب اختيار است نه منافى اختيار، بارى مردم در اين مسأله ميان افراط و تفريطند گروهى گويند فاعل مختار بايد بدون مرجح اختيار فعل يا ترك كند و اگر مرجح داشته باشند مجبور ميشوند پس جائز نيست مكلف باشند و گروهى ديگر گويند همه مردم در اعمال خود مجبورند و مكلف و مذهب حق آن است كه مختار تا مرجح نباشد اختيار كارى نميكند و مرجح نيز سبب اجبار نميشود. چنانكه شارح علامه قدس سرّه بدان اشارت فرمودند در تأييد آن گوئيم بعقيده ما محال است امام و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله معصيت كنند و دروغ بگويند و واجب است معصوم باشند و خدا واجب است عادل باشد و جزاى خير بندگان بخير بدهد و اين وجوب و امتناع الزام نمىآورد و خداوند تعالى مجبور نميشود (رجوع به صفحه ٢٣٢) شود. چنانكه فرمود و يمكن عروض الوجوب و الامكان للاثر باعتبارين
و اجتماع القدرة علي المستقبل مع العدم.
شبهه ديگر است بر قدرت پيش از فعل كه پيش از اين گذشت و خداى تعالى پيش از آفرينش البته قدرت داشت بر آفريدن جهان و اما قدرت ازلى است و آفرينش محال است ازلى باشد پس چگونه ميتوان گفت كه خدا قدرت دارد بر كارى محال و ناچار بايد گفت ممكن است عالم ازلى باشد چون خداى تعالى بر آن قدرت دارد يا خداوند تعالى نعوذ باللّه از ازل قدرت نداشت و جواب آن است كه قدرت او از ازل بر فعل مستقبل تعلّق گرفت و قدرت با نبودن فعل جمع ميشود و شايد بگوئيم اين جواب كافى نيست زيرا كه قدرت همچنانكه بفعل مستقبل تعلق ميگيرد بحال نيز تعلق ميگيرد و چون هميشه خداى تعالى قدرت دارد جهان بيافريند پس آفريدن جهان هميشه ممكن است و لو از ازل و اگر ممكن نباشد علت ديگر دارد مانند آنكه خداى تعالى قدرت