شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٩٤ - نبوت پيغمبر ما محمد بن عبد الله خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله
نبوت پيغمبر ما محمد بن عبد اللّه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله
و ظهور معجزة القرآن و غيره مع اقتران دعوة نبيّنا محمّد صلّى اللّه عليه و آله يدلّ على نبوّته و التحدّى مع الامتناع و توفّر الدّواعى يدلّ على الاعجاز و المنقول معناه متواترا من المعجزات يعضده.
مسأله هفتم. در اثبات نبوت خصوص پيغمبر ما است صلّى اللّه عليه و آله و سلّم. در اينجا بدو دليل تمسك جست اول قرآن و دوم معجزات محسوسه. قرآن هم خود متواتر است و هم بتواتر از پيغمبر نقل شده و هم عجز مردم از معارضه متواتر است و ساير معجزات متواتر معنوى است و فرق ميان تواتر و اخبار آحاد و تواتر لفظى و معنوى در منطق و اصول بيان شده است طريقه اثبات نبوت بمعجزه آن است كه گويند معجزه را خداوند بر دست پيغمبران جارى ميكند و هرگاه كسى دعوى پيغمبرى نكند بعيد نيست كه خداوند تعالى خوارق عاداتى از او بمردم بنمايد و فضل او را آشكار كند اما اگر كسى دعوى پيغمبرى كند بدروغ خداى تعالى بر دست او معجزه اظهار نخواهد كرد چون سبب گمراهى مردم ميشود و آن را كه براستى پيغمبر نيست به پيغمبرى مىپذيرند و احكام غير خدا را رواج ميدهند پس دعوى پيغمبر و اظهار معجزه دليل تصديق خداوند است تعالى ذكره.
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرآن را معجزه خود خواند و مردم را دعوت بمعارضه كرد اما مردم حاضر نشدند مانند او قرآنى يا سوره بياورند و عاجز گشتند و دليل عاجز گشتن آنها است كه بجنگ و كشته شدن و اسارت و غارت اموال خود تن دادند و اگر سوره مانند قرآن آورده بودند گرفتار اين بليات نميشدند چون پيغمبر مجاب شده بود آنها ميگفتندلَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا اگر خواهيم مانند اين بياوريم (انفال) دليل آن است كه نياورده بودند و بگزاف لاف ميزدند كه نميخواهيم و اگر بخواهيم ميتوانيم خدا هم ميفرمود بياوريد.