شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٥٢ - استشهاد امام جعفر صادق عليه السلام بقول ارسطو در اينكه جهان عبث آفريده نشده است
طبيعتش اختصاص بعملى خاص است پيش از آن كه برويد و آن اختصاص امر حقيقى است در دانه گندم كه در دانه جو نيست و هكذا. و در جو اختصاصى هست كه در دانه گندم نيست و اگر بگوئيم غايت در فاعلهاى طبيعى نيز موجودند پيش از فعل و بعد از فعل صحيح گفتهايم.
و اگر گويند غايت داشتن فرع تدبر و انديشه و تفكر است و طبيعت كه انديشه و شعور ندارد غايت ندارد گوئيم انديشه و تفكر براى تعيين غايت است نه براى اصل غايت و آنجا كه چند امر شايسته غايت باشند انتخاب يكى مبنى بر تفكر است و گاه فاعل با قصد و شعور نيز بىتأمل و انديشه كارى انجام مىدهد مانند خطاطان و نقاشان ورزيده كه دستشان بدان عمل خوى گرفته بىتأمل مىنويسند و اگر بخواهند در آن تأمل كنند بسا از آن وقت كه دست را بعادت خود رها كردهاند نيكوتر ننويسند.
ابو على بن سينا گويند عجيب است كه امر هميشگى كه هرگز از يك نظم بيرون نميرود واقعه تازه هم اتفاق نيافتاده نسبت ببخت و اتفاق دهيم و نوا در طبيعت را بعلت. اما انباذقلس و امثال او گويد دندان ثنايا را براى بريدن تيز نكردند بلكه اتفاقا در پيش دهان ماده بود كه غير اين صورت نمىپذيرفت و دندان آسيا نه براى آن پهن شد كه غذا را نرم كند بلكه ماده آن فقط اين صورت مىپذيرفت و حجتهاى سست آوردند و گفتند چگونه طبيعت براى غايتى كار كند كه فكر و انديشه ندارد و اگر طبيعت در كار خود غايت داشت اين خلقتهاى ناپسنديده و سهمگين و افزونىهاى بىفائده مانند شش انگشتى و مرگ و بيمارى هرگز نبود پس اين احوال بقصد واقع نشده است و لكن ماده در حالى بود كه غير اين احوال ناخوش نمىپذيرفت همچنين هر چه مطابق مصلحت مىبينيم بضرورت ماده است و اتفاق. آنگاه خود ابو على بن سينا در رد انباذقلس گفته است: اتفاق بامور نادر بايد گفت و چون بدقت بنگريم كه خوشه گندم چگونه از دانه گندم پديد مىآيد و بچه سان ماده را از زمين سوى خود مىكشاند و جنين چگونه از نطفه متولد ميشود از ماده كه از رحم بخود جذب ميكند آيا بايد گفت اين اتفاقى است يا امرى است كه طبيعت اقتضاى آن كرده و نيروئى از باطن آن را باين كار واداشته است. مثالى كه در دندان