شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٩١ - طريقه اثبات نبى
جواب سؤال سيم آن است كه امتياز پيغمبران از مردم ديگر بداشتن معجزه نيست بلكه بعلم دين و معرفت و شريعت و وحى و الهام است و چنان نيست كه اگر معجزه نباشد از ديگران امتياز نداشته باشند و معجزه نشانه و دليل فضائل او است نه اصل فضيلت.
جواب از سؤال چهارم آن است كه اين سؤال و شبهه كسى كند كه خداى تعالى را عالم و قادر و مختار نداند اما آنكه گويد بهمه چيز عالم و بر همه قادر است و ببندگان عنايت دارد و لطف را بر او واجب ميداند گويد اگر پيغمبر در دعوى خويش دروغ گويد نبايد معجزه بر دست او جارى كند تا سبب گمراهى مردم شود اگر چنين كند البته مردم معذورند و در قيامت آنها را بر متابعت اين پيغمبر عقاب نخواهد كرد، اما صلحا و اوليا كه كرامت دارند دعوى باطل ندارند و اگر داشتند هرگز آنها را كرامت نميدهد.
جواب سؤال پنجم آن است كه كرامت نه براى همه صالحان است بلكه حدى دارد كه خداى خود ميداند و بزرگان اوليا و خداشناسان را مرحمت ميفرمايد.
و معجزاته عليه السّلام قبل النّبوّة تفيد الإرهاص.
ارهاص آماده كردن اذهان و تنبيه است و گاه باشد كه عجائبى پيش از بعثت پيغمبران ظاهر شود تا مردم از مشاهده آنها آماده شنيدن دعوت شوند و غالب كسانى كه كرامات اوليا را جائز ندانستند اين گونه معجزات قبل از دعوت و بعثت را نيز جائز ندانستند و صاحب كتاب همه را جائز دانسته شاهدى كه در آن شبهه نميتوان كرد قصه اصحاب فيل است در سال ولادت پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و در قرآن صريح آمده است، و آن هنگام كه اين قصه در قرآن آمد هنوز كسانى كه آن واقعه را ديده بودند از دنيا نرفته و بخاطر داشتند مانند ما كه قضاياى چهل سال پيش را در ياد داريم و قرآن در حضور آنها اين قصه را نقل كرده پس مانند روايات ضعيفه نميتواند بود كه صدق آن مشكوك باشد و وقوع امر غريب پيش از نبوت موجب آمادگى مردم براى ديدن خوارق عادت و اعتقاد بقدرت پروردگار و عنايت او بتعظيم كعبه است و شارح علامه چند اتفاق ديگر را نيز شمرده است از جمله شكافتن ايوان كسرى و فرو رفتن آب ساوه و خاموش شدن آتش فارس اين جمله