شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٧١ - شبهات ديگر در معاد
او وجوب يا استحباب آن باشد يا آن علت واقعى كه بتفصيل معلوم نيست اما معلوم است كه خدا بان علت ترغيب بغسل فرمود پس اگر محرك او بغسل نه وجوب نه وجه وجوب يا نه مرغوبيت و نه وجه مرغوبيت باشد غسل صحيح نيست چون بقصد نظافت يا غرض ديگر غسل كرده است همچنين كسى كه ترك دزدى و زنا كند و علت داعى او ترك گناه و حرمت يا قبح آنها نيست بلكه بخاطرش نگذشته يا حيا مانعش شده و امثال آن ثواب ندارد.
و اگر كسى مالى يزنى بدهد و داعى او تأليف قلب زن باشد براى فساد و اتفاقا زنى تهى دست و بيچاره بود و بگمان تصدق آن را فرا گرفت و بجا واقع شد ثواب ندارد و عجب است از شهيد ثانى عليه الرحمه كه در وجوب نيت وجه بدين معنى ترديد نمود بلكه انكار كرده اما بنظر ما بديهى ميرسد.
٣- كسى كه ضد قبيح را بجا آورد و در قبيح اخلال كند عملش ثواب و مدح دارد مثل آنكه خود را مشغول گردش و غذا خوردن و خريدوفروش كند تا از دزدى و قمار بازماند يا آلت لهو را بشكند تا آن را استعمال نكند و البته در اين صورتست كه داعى و محرك او ضديت و اخلال باشد و غايت محرك او وجه قباحت عمل باشد.
٤- دليل ثواب و مدح آن است كه مكلف مشقتى تحمل كرده است و امر خدا سبب مشقت وى شده و تحميل مشقت بدون عوض و ثواب قبيح است چون ظلم است بر مكلف و بعضى فقهاى متأخرين گويند اگر كسى بامر خدا بحج رود و پيش از موسم بميرد مقدمه عملش هر چند با انفاق مال و مصارف بوده و مشقت داشته باشد ثواب ندارد و اگر كسى باستصحاب طهارت بامر پروردگار روزه بگيرد هر چند بر او مشقت است اگر پس از غروب معلوم شد جنب بوده روزهاش ثواب ندارد و اما موافق اصول اعتقادى ما و مذهب اهل بيت عليهم السّلام كه مبنى بر عدل است اين اقوال صحيح نيست هر مشقتى كه در راه خدا و برضاى او باشد ثواب دارد و شرايط فقهى اعمال غالبا براى نظم اين جهان است.
٥- ابتداء بثواب بدون عمل صحيح نيست زيرا كه اگر ممكن بود خداوند همه