شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٩٣ - طريقه اثبات نبى
ميشود پس در هر زمانى حجتى هست و بايد هميشه در ميان خلق حكم خدا جارى باشد نه حكم مجعول بندگان بارى نبوت لطف است و لطف هميشه واجب است. و اين مذهب اماميه است كثرهم اللّه و ايدهم و روايات آنان از ائمه عليهم السّلام متواتر است اما معتزله اختلاف كردند بعضى نبوت را در همه وقت واجب نميدانند بلكه گويند تابع مصلحت است.
و لا تجب الشّريعة.
واجب نيست پيغمبران همه شريعتى خاص داشته باشند بلكه شايد پيغمبرى مبعوث شود پس از پيغمبر ديگر مانند داود عليه السّلام پس از موسى عليه السّلام براى ترويج و تأكيد همان شريعت توراة و شايد پيغمبرى مبعوث شود براى تأكيد احكام عقلى و شايد اصلا پيغمبرى براى تعليم خداشناسى و اخلاق و عالم آخرت مبعوث شود و از احكام شريعت و اعمال بدنى تكليفى نفرمايد و شايد پيغمبران پيش از حضرت موسى عليه السّلام بيشتر توجهشان باصول بود نه بشرع و اعمال بدنى، و بعبارت ديگر پيغمبر معقولى بودند نه منقولى و ابو هاشم از معتزله گفته است پيغمبر جز براى آوردن شريعت جائز نيست و عبث است و ابو على جبائى همچنان گفت كه ما گفتيم.