شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٧١ - انواع ادراك
و منه الذوق و يفتقر إلى توسّط الرّطوبة اللّعابيّة الخالية عن المثل و الضّدّ.
يكى از انواع ادراك جزئى قوه ذائقه است يعنى چشيدن و در سطح زبان پراكنده است و بدان مزهها ادراك ميشود و مانند قوه لامسه بر خورد و تماس طعام با زبان كافى نيست تا مزه را دريابد اگر طعام گرم يا سرد بر زبان گذارند و خشك باشد بقوه لامسه كه در زبان است گرمى و سردى را در مىيابد اما مزه آن متوقف بر رطوبت آب دهان است بشرط آنكه پيشتر آلوده بمزه مانند آن يا ضد آن نباشد چون زبان شيرين درست ادراك شيرينى تازه را نميكند يا اگر بمرض و غير آن تلخ باشد هم ادراك صحيح نميكند.
و منه الشّمّ و يفتقر إلى الهواء المنفعل من ذى الرّائحة إلى الخيشوم.
شامه يعنى شنونده بوى يكى از ادراكات جزئى است و حاجت بآن دارد كه هوا از جسم بوى دار متأثر گردد و از آن جدا شده به خيشوم يعنى سوراخ دماغ برسد.
قوه شامه در دو زائده دماغ است شبيه سر پستان از پيش دماغ روئيده نه بسختى عصب است و نه بنرمى دماغ و در بالاى سوراخهاى دماغ در جوف جمجمه قرار دارد و بايد هواى بوى ناك بدان رسد تا بوى ادراك شود و ميان اهل تجربه خلاف است كه آيا از ذرات و اجزاى جسم چيزى جدا و در هوا پراكنده ميشود مانند كافور و از ذرات كافور بدماغ ميرسد يا آنكه هواى اطراف و جوانب كافور خود متكيف ميشود و بمجاورت بوى كافور ميگيرد و هوا داخل دماغ ميگردد و بعضى گفتند به تبخير و مالش بوى شديد ميشود بايد اجزاء پراكنده شوند و بعضى گفتند باستنشاق از وزن آنها كاسته نميشود نبايد اجزاء از آن جدا شود.