شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٦١ - استشهاد امام جعفر صادق عليه السلام بقول ارسطو در اينكه جهان عبث آفريده نشده است
شوق و اراده و علت حركت باشد حركت هست و چون علت آن زائل گردد مثلا شوق بپايان رسد حركت هم تمام ميشود و جسم ساكن ميگردد.
و جمعى گويند حركت و زمان و امثال آن ذاتا قرار ندارند و عدم آنها سبب ندارد بلكه خود ذات آنها اقتضاى عدم ميكند و اگر گوئى چيزى كه اقتضاى عدم كند ممتنع است نه ممكن و حركت و زمان ممكنند گوئيم چون وجود را نسبت باجزاى حركت و زمان دهيم پيش از نوبت آن اجزاء يا پس از آن ممتنعند و امتناع از جهت واقع شدن آنهاست در غير ظرف خود چنانكه وجود عالم كبير در محل تنگ محال است و ممتنع ذاتى نيست مگر با قيد.
و من العلل المعدّة ما يؤدّى إلى مثل أو خلاف أو ضد.
علت بر دو قسم است معد و مؤثر. معد يعنى آمادهكننده آن است كه معلول را بتأثير علت اصلى نزديك كند مانند كسى كه چيزى را بتدريج نزديك آتش آورد تا آتش آن را گرم كند. علت مؤثر آتش است كه گرم ميكند و كسى كه آن را نزديك آتش مىآورد معد است.
گاهى علت معده معلول را براى اثرى مانند خود آماده ميكند مانند حركت تا نيمه راه كه متحرك را آماده رفتن بنيمه ديگر ميكند و گاهى بمخالف خود نزديك ميسازد مانند حركت كه آماده گرم شدن ميكند و گاه بضد خود مانند حركت كه جسم را بمقر خود ميبرد و آنجا ساكن ميشود.
و الإعداد قريب و بعيد.
آمادگى چنانكه پيش از اين گذشت گاهى دور است و گاهى نزديك چنانكه استعداد نطفه دور است و استعداد جنين نزديك.
و من العلل العرضيّة ما هو معدّ.
پيش از اين معنى علل عرضيه را گفتيم و معد يا علت معده يكى از اقسام علل