شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٧٠ - انواع ادراك
انواع ادراك
و أمّا قوّة الإدراك للجزئى فمنه اللّمس و هو قوّة منبثة في البدن كلّه.
مسأله سيزدهم- انواع احساس. يكى از قواى نفس ادراك جزئى يعنى ادراك افراد و اشخاص است و يكى از انواع ادراك جزئى لمس است و شارح علامه فرمود اين قوائى كه ذكر ميكنيم قواى حيوانى است و انسان با ديگر حيوانات در آن شريك است قوه لامسه براى پرهيز از آسيب و آزار است و قواى ديگر براى جلب منفعت است و دفع زيان لازمتر است از جلب منافع از اين جهت آن را مقدم داشت و اين قوه در همه ظاهر بشره پراكنده است و همه اعضاى حيوان اين قوه را دارد تا از همه جانب بر آسيب واقف گردد.
و في تعدّده نظر.
در اينكه لامسه يك قوه است يا بيشتر خلاف كردند بعضى گفتند از يك قوه چند عمل نيايد و قوه لامسه بچهار حكم مغاير حكم ميكند. اول ميان گرم و سرد فرق ميگذارد. دوم ميان تر و خشك. سيم ميان درشت و نرم. چهارم ميان فشارپذير يا سخت.
احتمال آنكه قسم چهارم نوع ديگر باشد غير لامسه بيشتر است زيرا كه از دست كشيدن روى جسم صلابت يا فشارپذير بودن او درك نميشود بلكه اگر فشار بر جسم آورد و براى فرو بردن دست نيرو بيشتر بكار برد آن جسم سختتر و اگر هيچ فرو نرود سختتر است پس مدرك آن اعصاب لامسه نيست بلكه مقدار نيروئى كه در فشار بكار ميرود نظير ادراك سبكى و سنگينى كه آن نيز بسنجش نيروى دست و بازو است كه براى نگاه داشتن جسم سنگين بكار ميرود و ابو على در شفا بدين مطلب اشاره كرده است: