شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٦٨ - شبهات ديگر در معاد
[شبهات ديگر در معاد]
و عدم انخراق الأفلاك و حصول الجنّة فوقها و دوام الحيوة مع الاحتراق و تولّد البدن من غير التّوالد و تناهى القوى الجسمانيّة استبعادات.
چند شبهه است از مشككين در معاد و مقصود از اوائل چنانكه گفتيم حكماى يونان و پيروان آنها نيست چون آنها مطلقا از معاد جسمانى خبر نداشتند و ذكر آن نكردند.
شبهه اول- آنچه مسلمانان درباره شكافتن آسمان و درهم ريختن كواكب و امثال آن در قيامت معتقدند مخالف آن است كه فلاسفه گويند خرق و التيام و كون و فساد در افلاك جائز نيست. جواب آن است كه ما دليلى از فلاسفه بر اين امور نيافتيم مگر در محدد الجهات سخنى است و از آيات قرآن و روايات چيزى درباره خصوص محدد الجهات نديديم بر فرض صحت محدد الجهات نه ستاره دارد نه ماه و خورشيد و نه قابل رويت است و آنچه درباره خرابى آسمانها وارد شده دلالت بر موجود مرئى ميكند و سخن فلاسفه درباره اين افلاك و كواكب صحيح نيست.
شبهه دوم- مسلمانان گويند بهشت بالاى آسمانها است و اين مقتضى است جهان كره نباشد. جواب آن است كه ما از عالم آخرت خبر نداريم و راهى جز اخبار معصومين بدان نيست اگر جاى بهشت را بالاى آسمان يا زير عرش يا نزديكتر يا دورتر معين فرموده باشد ناچار بايد قبول كنيم و بسيار موجوداتى كه طبعا اقتضاى كره بودن ميكند مانند كره زمين بعللى از كرويت حقيقى خارج شدند و بسيار در اخبار آمده است كه بهشت در وادى السلام نجف يا در سرچشمه فرات و امثال آن است و آن را حمل بر بهشت برزخى كردند و در روايت است كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سعد معاذ يا ديگرى را در قبر با حورى مشاهده كرد و روى بگردانيد و ديگران نديدند و گاه ميفرمود بانك زارى و ناله مردى كه در قبرش عذاب ميكنند ميشنود و ديگران نميشنيدند و وارد است كه چون شهيد از اسب بزمين بيفتد و جان دهد در بهشت است و حورى در انتظار اوست و او را در آغوش