شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٣٠ - معصوم نبودن ديگران تا مستحق امامت باشند
گرچه علماى اهل سنت بتكلف ميكوشند از اين طعن جواب بدهند و ليكن بنظر من ايراد ما شيعيان بر ابو بكر اصلا وارد نيست تا آنها مجبور بجواب شوند چون چون فرضا در حكمى مخالفت كرد چنانكه در احد، و فرار از جهاد حرام است و در خيبر همچنين و هيچكس درباره او عصمت قائل نيست حتى اهل سنت كه او را خليفه اول ميدانند نميگويند خليفه بايد معصوم باشد پس تكلف ما در اثبات معصوم نبودن او مطلب نامعلومى را ثابت نميكند و محل بحث آن جاى ديگر است.
و لم يتولّ عملا في زمانه و أعطاه سورة براءة فنزل جبرئيل و أمر بردّه و أخذ السّورة منه و أن لا يقرأها إلّا هو أو واحد من أهله فبعث بها عليّا.
ابو بكر را پيغمبر در حيات خويش عملى نداد و رسم بزرگان و سلاطين است كه عمل بثقات خويش ميدهند و آنان را براى پيشرفت مقاصد خويش بيارى ميخواهند اما رسم عرب است كه گروهى در مجلس بزرگان و پادشاهان مىنشينند و پيغمبر حاجب و دربان نداشت همه كس در حضورش مشرف ميشد خصوص در مسجد شريف و حضور در مجلس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را از مناصب و اعمال مانند وزارت و مشاورت نتوان شمرد، و ديگر او را در سال نهم هجرت امير الحاج كرد و امير المؤمنين على عليه السّلام را با سوره برائت فرستاد و خواندن سوره برائت را بر عهده امير المؤمنين عليه السّلام گذاشت چون ميخواست مشركين را از مكه دفع فرمايد ديگر پس از آن سال بتپرستان بحج نروند بكله ميخواست مشركين كه تا آن عهد آزاد بودند و همه جا ميرفتند پس از آن هيچ مشركى باطمينان روش پيشين در زنهار مسلمين نباشد مگر آنها كه بخصوص با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عهد صلح بستند تا وقتى مدتشان بسر نيامده در امان و زنهار باشند و ديگران كه باعتماد روش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خويش را مأمون ميدانستند فرمود تا چهار ماه مهلت دارند كه بمنازلشان بازگردند، آنگاه ديگر هيچ مشركى در امان نيست و اعلام حكمى بدين سختى از كسى زيبنده است كه او را بعزم و تصميم و شجاعت