شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٨٩ - الفصل الأول في وجوده تعالى
المقصد الثالث فى اثبات الصانع تعالى و صفاته و آثاره و فيه فصول
الفصل الأوّل في وجوده تعالى.
الوجود ان كان واجبا فهو المطلوب و إلّا استلزمه لاستحالة الدّور و التّسلسل.
در آغاز كتاب گذشت كه مؤلف آن را بر شش مقصد بخش كرده است اول در امور عامه و دوم در جواهر و اعراض و مقصد سيم كه اكنون بدان آغاز ميكنيم در اثبات خداى تعالى و صفات و افعال او است و سه مقصد ديگر بترتيب در نبوت و امامت و معاد است.
مقصد سيم مشتمل بر چند فصل است و فصل اول در وجود خداى تعالى است و صاحب كتاب خواجه عليه الرحمه فرمود: وجود كه شكى در ثبوت آن نيست يا واجب است يا ممكن اگر واجب است نبودن آن معقول نيست و همان واجب الوجود است و اگر ممكن است بايد بسبب ديگرى موجود شده باشد و آن ديگرى هم اگر واجب است هو المطلوب و اگر ممكن است بسبب ديگر موجود شده بارى اگر بواجب منتهى شود مقصود ما ثابت است و اگر بواجب منتهى نشود دور يا تسلسل لازم آيد و اين هر دو محال است و اين مطالب همه در جاى خود گذشته است و حاجت بتكرار نيست خصوصا بطلان تسلسل در صفحه ١٢٧ و بعد از آن گذشت و شارح فرمود اين برهانى است قاطع و در قرآن كريم بدان اشاره شده استأَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ و ان استدلال لمى است نه انّى چون از معلول يعنى آثار باو پىنبرديم.
و نيز بايد دانست كه هيچيك از موجودات اين عالم كه مىبينيم لائق آنكه آنها را واجب الوجود شماريم نيستند چون يا عرضند و عرض محتاج است يا جوهرند و جوهر اگر جسم است مركب است و متحيز و محتاج بمكان و اگر مجرد است و كسى كه بمجرد