شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٤٥ - تناهى سه قسم است در مدت و عدت و شدت
ثابت بن قره حرانى از حكماى صدر اسلام معتقد بود كه حركت طبيعى كه ما در سنگ و امثال آن مشاهده ميكنيم كه بپائين مىافتند نه بعلت آن است كه طالب مركز زمينند بلكه چون هم جنس بودن موجب پيوستن است و اگر فرض كنيم زمين چند پاره شود و در جوانب عالم پراكنده گردد آنگاه پارهها را رها كنند همه روى بيكديگر ميروند تا هر جا اتفاق ملاقات افتد مىايستند و اين سخن ثابت درست مطابق رأى اهل زمان ما است و آن را مرحوم حاجى ملا هادى سبزوارى در شرح اسماء الحسنى نقل كرده است.
(صفحه ٥٣ چاپ اول ناصر الدين شاهى)
بنابر قول او در حركاتى كه ما طبيعى ميگوئيم حركت غير متناهى در زمان و مسافت ممكن نيست زيرا كه هر جسمى حركت ميكند از محل خود تا جائى كه هم جنس او قرار گرفته است، و ليكن سخن ما عام است و غرض تحقيق آنكه در جسم نيروئى براى افعال غير متناهى نيست طبيعى يا غير طبيعى.
در نيروى طبيعى شبهه ايست و شايد كسى گويد آن را ميتوان غير متناهى دانست از جهت مسافت و مدت چون در خود جسم مزاحم با مانعى از نيروى طبيعى و تأثير آن نيست و هر نيروى طبيعى كه جسم خود را حركت دهد از برخورد و تصادم با هيچ معارضى فرسوده نميشود چنان كه مصنف فرموده «لتساوى الصغير و الكبير فى القبول» پس ممكن است قوه طبيعى جسم خود را الى غير النهايه ببرد خواه جسم بزرگ باشد و خواه كوچك و مسافت هر دو برابر هم و متناهى يا غير متناهى باشد و اگر گوئى پس زيادتى نيرو در جسم بزرگتر چه اثر خواهد داشت؟
گوئيم جسم بزرگتر فشارش بيشتر است مثلا چيزهائى را ميشكند كه جسم كوچك نمىتواند و بعبارت ديگر اختلاف بزرگ و كوچك سبب اختلاف مقدار نيرو ميشود در سرعت يا در فشار و شكستن و خرد كردن مثلا نه مسافت و زمان حركت را بيشتر و كمتر كردن پس هر دو جسم الى غير النهايه حركت ميكنند و از جهت شدت بنسبت بزرگى و كوچكى بيش و كم ميشود و هر دو از جهت شدت متناهى هستند.