شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٣٩ - نفس و تعريف آن
پيدايش مزاج است پس از فراهم آمدن مزاج موجود شده باشد. اين خلاصه گفتار شارح علامه است قدس سرّه. و براى توضيح و شرح آن تا بذهن خوانندگان نزديكتر شود گوئيم:
هرگاه چيزى فرع مزاج باشد البته تابع آن خواهد بود و عناصر مزاج البته باقتضاى خود متفرق ميشوند و آنچه تابع است مانع تفرقه نميشود روشنى چراغ فرع روغن و چربى و آتش است كه چربى را ميسوزاند و اگر باد شعله آتش را ببرد يا روغن تمام شود يا فتيله چربى را بآتش نرساند البته روشنى معدوم خواهد شد چون فرع مزاج است نه علّت او، تا چربى و آتش را با هم آميخته نگاهدارد و اگر نفس ناطقه انسانى هم فرع مزاج باشد تابع آن است و هرگاه مزاج عناصر از هم پراكنده شود نفس ناطقه نيز معدوم ميگردد و خود ممكن نيست علت نگاهدارى مزاج باشد مگر آنكه فرع مزاج نباشد.
عناصر مختلف و متضاد با يكديگر آميخته نميشوند و نزديك يكديگر نمىآيند مگر آنكه فاعلى آنها را بقهر با هم جمع كند و مانع پراكنده گشتن آنها شود تا بهم آميخته شوند اينچنين فاعل فرع مزاج نخواهد بود بلكه بايد خود مستقل باشد تا مزاج را بتواند موجود كند.
سر توليد در حيوان و گياه اين است كه عناصر مختلف كه اجزاء بدن طفل يا تخم گياهند هرگز بخودى خود فراهم و نزديك نميشود و با هم نمىآميزند و مزاج از آنها حاصل نميشود بلكه همه مايل بجدائى هستند و اگر ميوه و برگ بلكه تخم را رها كنى و همچنين گوشت و پوست حيوان بىجان را در اندك مدتى ميپوسد و عناصر آن از هم ميپاشند پس نفس است كه آن را چند صد سال نگاه ميدارد. تخم گياه يا جنين حيوان تا جزئى از بدن مادر است نفس مادر عناصر مختلفه را كه براى جنين لازم است از خون و غذاى مادر برمىگزيند و چنانكه اجزاء بدن خود را مىپرورد بدن جنين را هم مىپرورد پس مزاج فرع نفس است و نفس مادر علت فراهم آمدن و آميختن عناصر و پيدايش مزاج است و استعداد جنين براى نفس مستقل خود فرع مزاجى است كه فرع نفس مادر است آنگاه نفس خود طفل نگاهدار و پرورنده مزاج خود ميشود و سالها مانع