شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٢٠ - ادله امامت على عليه السلام پس از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم
غير ذلك و ادّعى الإمامة فيكون صادقا
از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام معجزاتى نقل كردند مانند كندن در خيبر كه هفتاد نفر از اعاده آن عاجز بودند و ديگر سخن گفتن با مارى در منبر كوفه كه گويند فرمود آمده است مسأله بپرسد و از حكام جن بود و جواب شنيد و برفت.
سيم آنكه چون آهنگ صفين فرمود در راه تشنگى شديدى عارض شد و لشكريان بىآب ماندند نزديك ديرى سنگى بزرگ بود اشاره فرمود آن را بردارند عاجز شدند خود بدست مبارك آن را برداشت و بمسافتى دور انداخت و آب از زير آن برآمد و آشاميدند و سيراب شدند و سنگ را بمحل خود بازگردانيد و آن راهب كه در دير بود فرود آمد و اسلام آورد.
ديگر با جن قتال كرد در غزوه بنى المصطلق و خورشيد دو بار براى او برگشت الى غير ذلك كه در سير و تواريخ مسطور است و اينها گرچه هر يك بدليل يقينى ثابت نيست و نميتوان آن را تنها حجت قرار داد اما از مجموع آنچه ذكر شد و آنچه در جاهاى ديگر آمده است معلوم ميشود كرامات از او بسيار ديدند خصوص بعضى اخبار غيب كه در نهج البلاغه مسطور است.
و لسبق كفر غيره فلا يصلح للإمامة فيتعيّن هو عليه السّلام
كسانى كه دعوى خلافت درباره آنها شده است وقتى كافر بودند پس از آن اسلام آوردند غير علي عليه السّلام و در آيه كريمه است «لايَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» حضرت ابراهيم دعا كرد از نسل او امامها قرار دهد خداى فرمود عهد من يعنى امامت بظالم نميرسد و آنكه وقتى كافر بوده است ستمكار است.
ما گوئيم هرگاه كافر بامامت نرسد چگونه بنبوت رسد و اين مشتى است بر دهان آن جاهل كه گويد پيغمبر ما كافر بود پيش از بعثت لقوله تعالى «ماكُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ».