شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٣٠ - برهان تطبيق
اإعتبارهما يوجب تناهيهما لوجوب ازدياد إحدى النّسبتين على الاخرى من حيث السّبق.
دليل سيم است بر بطلان تسلسل و آن اقتباسى از دليل تطبيق است كه خواجه عليه الرحمه از دليل سابقين استخراج فرموده چنانكه شارح علامه گويد و مرجع و مبناى آن بر اصل دويم است كه گفتيم تساوى زائد و ناقص لازم آيد بيانش با شرح و توضيح آنكه اگر سلسله مرتب باشد از علت و معلولات غير متناهى و همه ممكن باشند مثلا زيد معلول عمرو باشد و عمرو معلول بكر و هكذا و چون از زيد كه معلول اخير است بگذريم ديگران كه عمرو و بكر و غيره هستند همه علتند براى موجود پس از خود و معلولند براى موجود پيش از خود. پس با حذف زيد عده علت داريم غير متناهى وعده معلول داريم غير متناهى و معلولها همان علتها هستند عمرو باعتبارى علت است براى زيد و باعتبارى معلول است براى بكر. با آنكه هم معلولات غير متناهى هستند و هم علتها باز چون علت مقدم است بر معلول بايد در اين عده غير متناهى عدد علتها يكى بيش از معلولات باشد.
و بتقرير سهلتر گوئيم عليت اضافهايست ميان دو چيز يك علت و يك معلول و علت بر معلول مقدم است و چون عليت غير متناهى است هم علتها غير متناهى هستند و هم معلولها غير متناهى هستند اما معلول از زيد شروع ميشود و علت از عمرو (چون زيد معلول اخير است خود علت نيست) و عمرو علت اخير است. و علتها باندازه معلولها هستند در شماره و محال است يكى از ديگرى بيشتر باشد. پس شماره معلولات كه از زيد شروع ميشود باندازه شماره علتها است كه از عمرو شروع ميشود و با آنكه با هم برابرند سلسله معلولات يكى بيشتر است و مساوى بودن ناقص و زايد لازم مىآيد مگر بگوئيم در منتهاى سلسله علتى هست كه معلول نيست يعنى واجب الوجود است چنانكه در آغاز سلسله معلولى هست كه علت نيست يعنى زيد.