شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٣٥ - هيچ عنصر علت عنصر ديگر نيست
است يعنى آمادهكننده بدليل آنكه كبريت خاموش ميشود و آتش انبار باقى است و حرارت در آب هم معلول آتش نيست زيرا كه مدتها پس از فناى آتش هنوز آب گرم است بلكه حرارت هواى مجاور زمين نيز معلول حالات هواى فوقانى نيست زيرا كه مدتها پس از زوال علت اصلى باقى ميماند مانند خانه پس از فناى بناء و در معدات شايد حرارت و روشنائى ضعيف چيزى را آماده قوى كند.
و اگر گرمى فلز گداخته را بيش از خود آتش بينيم نه بعلت آن است كه حرارت فلز بيش از حرارت خود آتش است بلكه همان آتش و حرارت كه فلز را گداخته است اگر بتوان در غير فلز خالص فراهم آورد بيشتر از فلز ميسوزاند چون با مس و آهن و چيزهاى سرد آميختگى ندارد اما فلز مذاب چسبنده است و غليظ از اين جهت بيشتر آزار ميدهد از حرارت آزاد و نيز از اين جهت آب بسيار گرم بيش از هوائى بهمان درجه حرارت ميدهد.
و لا يجب صدق إحدى النّسبتين على المصاحب.
مسأله هشتم- هر چه همراه علت است علت نيست و هر چه همراه معلول است معلول نيست مثلا آتش گرم است و روشن. بگرمى فلز را ميگدازد و روشنى كه همراه آتش است اثرى در گداختن ندارد و جسم شفاف مانند شيشه بسنگينى بر زمين مىافتند و شفافتش دخلى در افتادن آن ندارد.
آفريننده جسم پركننده فضاى خالى نيست كه جسم در آن قرار گرفته است چون فضاى خالى محال است و محال علت براى عدم خود نميخواهد.
امام فخر رازى از كلام ابو على باشتباه چنان استنباط كرده است كه مصاحب علت علت نيست. پس مقدم نيست بر معلول اما مصاحب معلول معلول است پس مؤخر است از علت. و خواجه عليه الرحمه سخن او را در شرح اشارات رد كرد و كلام علامه از شرح اشارات گرفته شده و مثالى كه آوردهاند كه در جاى ديگر بايد شرح داد ان شاء اللّه تعالى.
]هيچ عنصر علت عنصر ديگر نيست]
و ليس الشخص من العنصريّات علّة ذاتيّة لشخص آخر منها و