شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٠٩ - اجسام عنصرى
و أمّا المركّبات فهذه الأربعة أسطقسّاتها.
مسأله سيم مركبات. مقصود از مركبات اجسامى است كه از چندين جسم داراى طبيعت مختلف پديد آيد نه آن مركب كه از اجسام متفق الطبيعه فراهم گردد مانند درب از چند قطعه چوب يا جسم بسيط نزد متكلمين كه از اجزاء لا يتجزى فراهم گرديده و اينجا مقصود نيست و همچنين مقصود آن است كه چند طبيعت مختلف با هم آميخته گردند نه مانند كشتى كه از چند قطعه چوب و آهن ساختهاند و چون طبايع بسيط يعنى عناصر با هم تركيب و آميخته گردند و هر يك در ديگرى اثر كند و سورت خالص را بشكند آنگونه مركب مقصود ما است و عناصر را باصطلاح يونانيان اسطقس گويند و معادن و نباتات و حيوانات را در زبان حكما مواليد نامند و عناصر اربعه را اركان عالم گويند.
و هى حادثة عند تفاعل بعضها في بعض.
پس از تركيب عناصر با يكديگر به نسبتهاى خاص آثار عجيبه ظاهر ميشود كه عقل بشر تا كنون بكنه و علت آن نرسيده مثلا دواى سمى بانواع و اقسام از همين عناصر مركبند و مصلح آنها هم از همين عناصر و ميوههاى گوناگون و حبوب كه خوراك انسان و حيوان است و انواع سبزى و گياه و عقاقير و همه حيوانات با خواص مختلف از همين عناصرند و بفرض آنكه عناصر هر مركبى را جدا جدا بكاربرند فائده مركب را نخواهند برد. بالفرض بدانيم گندم از چه اجزاء فراهم گشته همين اجزا را در هم بياميزيم گندم نخواهد شد و اگر جدا جدا بخوريم فائده گندم نخواهد داد. و اگر اين سموم را تجزيه كنيم و عناصر هر يك را جدا بكار بريم كشنده نيست و اگر الكل را باجزاء و عناصر تجزيه كنيم و هر يك را بهمان نسبت كه در الكل است بكار بريم مستى نياورد و بهر حال نميتوان گفت خاصيت مركبات همان خواص بسائط است و علماى طبيعى امروز تجربه كردهاند كه قند و الكل مركب از ذغال و آبند اما آب و ذغال را بهمان نسبت در هم آميزيم نه قند ميشود و نه الكل. پس صورت نوعيه جديد و نيروى