شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٤٩ - قضا و بدا
زيرا كه اگر روز اول ميگفتند امام زمان تا هزار سال ديگر ظاهر نميشود شيعيان عصر اول حتى معاصران امام جعفر صادق عليه السّلام از فيروزى بر دولت باطل نوميد ميشدند و در ترويج دين حق نميكوشيدند و عجب است آنكه اين خرافه را بجزاف گويد آن را جز بطغيان قلم نسبت نتوان داد و بنظر ما اگر كسى معنى حقيقى بدارا كه باجماع بر خدا روا نيست انكار كند اگر تأويل مجازى آن را نداند بروى حرجى نيست و حكماى اخير نيز تأويل در بدا كردهاند خصوص صدر المتالهين عليه الرحمه و بناى نقل مطالب معروفه صدر المتالهين نداريم چون كتب او مشهور است.
و الإضلال إشارة إلى خلاف الحقّ و فعل الضّلالة و الإهلاك و الهدى مقابل له و الأوّلان منفيّان عن اللّه تعالى.
مسأله نهم- در هدايت و ضلالت.
از فروع مسأله جبر و تفويض است كه خداى تعالى در بسيارى آيات نسبت اضلال يعنى گمراه كردن بخود داده است و علماى تفسير در هر مورد شبهه و جواب آن را گفتهاند مصنف كتاب باجمال بآن سخنان اشاره كرده است كه اضلال غالبا بر سه معنى اطلاق
- بطورى اگر واقعا كسى آرزو ندارد و بگويد «اى كاش» لفظى گفته است مجازى در تضجر مثل اينكه گويد كاش مرده بودم و اين روز را نمىديدم، همچنين طلب مثلا آنكه گويد در امر امتحانى فرزند خويش را بكش صورت لفظ است و معنى آن در ذهنش موجود نيست و معنى اينگونه الفاظ انشائى مقارن با تكلم در زمان حال موجود است همچنين امر و بعضى تصور ميكنند بايد معنى انشاء بعد از تكلم موجود شود و بعضى چنان متحير ماندند كه همه جهان را متحير ديدند نحويين و اهل لغت و ادب را تخطئه ميكنند و گويند امر دلالت بر زمان حال نميكند بلكه خاص استقبال است و احتمال حال در او نيست زيرا كه مأمور بايد مهلت داشته باشد تا مقصود فرمان دهنده را دريابد و انجام دهد و ندانست كه امر دلالت بر طلب فعل ميكند نه بر اصل فعل بارى معانى الفاظ انشائى كه غالب مصادف با تغير و تجدد حالت نفس است بحقيقت در خدا نيست و الفاظ آن را تأويل بايد كرد بعمل متفرع بر آن حالات.
شرح فارسي تجريد الاعتقاد متن ٤٥٠ قضا و بدا ..... ص : ٤٤٧