شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٤٩ - نمونه از فضائل على عليه السلام
از نهر نگذشتند آن حضرت روى بمن كرد و فرمود اى برادر ازدى مطلب بر تو روشن شد و در اين خبر غيب ديگرى است از راز دل آن مرد.
و نيز آن حضرت خبر داد باينكه در ماه رمضان شهيد ميشود و هم خبر داد به آمدن حجاج چنانكه در نهج البلاغه كه از او بغلام ثقيف ذيال ميال يعنى متكبر ظالم تعبير فرمود و فرمود:
إيه يا ابا وذحة يعنى شتاب كن اى صاحب جعل و جعل حيوانى است كه حجاج بن يوسف را كشت چون بر سجاده او پيدا شد حجاج او را بانگشت دور كرده و جعل بانگشت او چسبيده و بگزيد و زهرناك شد چنانكه دست او آماس كرد و اطبا از علاج آن عاجز شدند و حجاج مرد حضرت امير المؤمنين باين مناسبت از او بصاحب جعل تعبير فرمود چون اهل كوفه او را نافرمانى و آزار كردند آن حضرت فرمود پس از من چنين كس بر شما مستولى خواهد گشت. هر كس از عدل و نرمى بگريزد گرفتار ظلم ميشود و نيز خبر داد بقتل جويريه بن مسهر و قطع دست و پاى او و دار زدن بر تنه خرما و بدار آويختن ميثم تمار و ذبح قنبر غلام خود.
ديگر سخن از خالد بن عرفطه بميان آمد كه در وادى القرى از دنيا رفت فرمود از دنيا نرفته و نخواهد رفت تا سرهنگ سپاهى گمراه شود و پرچم سپاه بدست حبيب حماد باشد مردى برخاست و گفت حبيب حماد منم و از دوستانم امام فرمود بپرهيز از اين كار اما نميپرهيزى و از اين در (اشاره بباب الفيل فرمود) بمسجد درآئى اصحاب تواريخ گفتند چون عمر سعد آهنگ كوفه كرد. مقدمه سپاه را بخالدين عرفطه سپرده و رايت بدست حبيب و از باب الفيل بمسجد درآمد.
روزى بر منبر ميفرمود پيش از اينكه مرا نيابيد از من بپرسيد بخدا سوگند كه مرا نپرسيد از گروهى كه صد نفر را گمراه كنند يا صد تن را هدايت مگر رئيس و كارپرداز آنها را بشما خبر دهم تا روز قيامت (ناعق خود خر است و سائق راننده آن و امير المؤمنين عليه السّلام از رئيس ضلالت بخود خر تعبير فرمود و از كارساز رئيس براننده خر)