شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٥٤ - استشهاد امام جعفر صادق عليه السلام بقول ارسطو در اينكه جهان عبث آفريده نشده است
خود ميرسد و مراد ما بغايت در امور طبيعيه اين است و نادر است كه مانعى آن را از رسيدن بغايت بازدارد.
اما اگر همه اجزاء شايسته براى همه صورتها نيستند بلكه اجزائى خاص شايسته صورت گندم است كه ريشه گندم آن اجزاء را انتخاب ميكند و برمىگزيند و بخود جذب ميكند و اجزاء ديگر شايسته صورت جو كه ريشه گندم آنها را رها ميكند و ريشه جو آن را جذب ميكند پس اقتضا از طرف صورت است نه از طرف ماده كه انباذقلس و پيروان او گفتند. انتهى ملخصا.
سخن ابو على را در اينجا قطع ميكنيم و در شفا از اينگونه تحقيق بسيار است اما بيش از اين ملالت آورد. و در حقيقت تحقيق او تفسير اين آيه است.
وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ.
أمّا القوّة الحيوانية المحرّكة فغايتها الوصول إلى المنتهى و هو قد يكون غاية للشّوقيّة و قد لا يكون فإن لم تحصل فالحركة باطلة و إلّا فهو إمّا خير أو عادة أو قصد ضروريّ أو عبث و جزاف.
پيش از اين گفتيم قوه محركه حيوانى چهار مقدمه دارد اول انديشه، آنگهى شوق پس از آن اراده و چهارمين قوه عضلات. و هر يك غايتى دارد:
قوه محركه در عضلات غايتش آن است كه بمنتهاى مسافت برسد و اراده هم