شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٨٢ - باطل بودن احباط
ذكر كرده است كه همه صحيح است و در عبارات شرعى بر هر يك اطلاق شده است فى الجمله و اما آن معنى كه در زمان ما ميان فقهاى اخير و اهل حديث متداول است اصلا ذكر نكرده است و آن معانى كه ذكر كرده:
١- كبيره و صغيره نسبت بطاعت يعنى گناهى را با طاعتى ميسنجد اگر عقاب گناه پيش از ثواب آن طاعت بود آن را كبيره گويند نسبت بآن طاعت و اگر كمتر بود صغيره دوم آنكه كبيره و صغيره گناهان را نسبت بيكديگر بسنجند چنانكه گويند نظر كردن بزن اجنبى نسبت بزنا صغيره است يعنى گناهش از زنا كمتر است و اين تفسير ميان بزرگان فقهاء و مفسرين شيعه مشهور است.
سيم آنكه كبيره و صغيره را نسبت بثوابهاى فاعل بسنجند و آن معصيت كه عقابش نسبت بثوابهاى فاعل كم است آن را صغيره گويند مثل سيد اسماعيل حميرى شاعر اهل بيت سلام اللّه عليهم با آن همه كوشش در ترويج مناقب آنان و قصائد بسيارى در ستايش ايشان گفت مبتلا بشرب نبيذ بود و گناه آن نسبت بآن همه خدمت كم است آن را صغيره گويند هر چند نوشيدن نبيذ براى همه كس صغيره نباشد و شارح علامه فرمود علما بر اين اصطلاح اتفاق كردند.
و اين اصطلاحات مخالف يكديگر نيست شايد هر يك وقتى استعمال شده باشد.
اگر عبادتى چند نوع است و هر يك ثوابى خاص دارد مانند انفاق در راه اسلام پيش از فتح مكه ثوابش بيش از انفاق بعد از فتح است چون پس از فتح همه كس اسلام را غالب ميديد و براى تظاهر بر تمكين انفاق ميكردند قال اللّه تعالىلا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ. همچنين ممكن است گناهى نسبت بيك نوع مردم كبيره باشد و به نوع ديگر صغيره بر اصطلاح اول كه گناه را با ثواب بايد بسنجيد.
اما اهل حديث و متأخرين فقهاء رحمهم اللّه چنان معتقدند كه گناهان كبيره عده مشخصند و محدود و گناهان ديگر همه صغيرهاند. و در بزرگى و كوچكى نسبت ملحوظ نيست اما به هيچوجه نتوانستند كبائر را از ميان گناهان جدا كنند و مشخص سازند و ما در حاشيه وافى بيان كرديم كه روايات دلالت بر مقصود آنها نميكند و كوچكى