شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٥٢ - در تعريف قدرت
جاى ديگر بحد طبيعى كه در آن وقت رنج آورد نه آنكه در همه جا يكسان بر خلاف طبيعت باشد از آن رنجى نبينند.
و كلّ منهما حسّى و عقليّ و هو أقوى.
هر يك از لذت و الم دو قسم است حسى و عقلى و گروهى لذت عقلى را انكار كنند و آن صحيح نيست زيرا كه ما خود مىيابيم در دل خويش كه از معارف و علوم لذت ميبريم و چون امر خيرى كه وظيفه ماست انجام دهيم شاد ميشويم و از عكس آن محزون بلكه لذات عقلى و وهمى از لذات حسى پسنديدهتر است و برگزيدهتر، چه بسا مردم براى غلبه وهمى قمار و مسابقه كشتى و كارهائى بيهوده خوردن غذا و آب را فراموش ميكنند و در هنگامه نبرد از زخم تن خويش رنج نميبرند بلكه از آن غافل ميگردند پس شايسته است كه براى لذات عقلى پيش از لذات وهمى بكوشند چنانكه شاعر گفته است:
چون چتر سنجرى رخ بختم سياه باد
باشد اگر بسر هوس ملك سنجرم
تا يافت جان من خبر از ذوق نيمشب
صد ملك نيمروز بيك جو نميخرم