شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٣٨ - معصوم نبودن ديگران تا مستحق امامت باشند
خود او را از اين امر بر حذر داشته بود كه اگر بدين مقام رسى آل ابى معيط را بر گردن مردم سوار مكن و پيشبينى عمر درباره او بحقيقت پيوست. وليد بن عقبه را حكومت كوفه داد و او شراب نوشيد و مست بمسجد آمد و نماز خواند در حال مستى و سعيد بن عاص را هم حكومت كوفه داد و مردم از او منكرات ديدند و از كوفه بيرون كردند. و عبد اللّه بن ابى سرح را ولايت مصر داد و اهل مصر از آن ناراضى شدند و شكايت نزد عثمان بردند عثمان در ظاهر او را عزل كرد و نامه بدست مردم داد در عزل او اما دست غلام او نامه يافتند بعبد اللّه نوشته بر خلاف آنچه در ظاهر در دست مردم بود و او را امر كرده بود كه در كار خود بماند و فرمود محمّد بن ابى بكر كه اين شكايت انگيخته بكشد الى غير ذلك و اين تفاصيل را در كتب تاريخ بايد خواند.
و اثر أهله بالأموال.
اموال بيت المال را خاص خود و خويشان خود ساخته بود: بچهار تن از قريش كه داماد او بودند هنگام ازدواج هر يك صد هزار دينار داد و بمروان حكم يك مليون براى فتح افريقيه با آنكه ابو بكر و عمر باندازه استحقاق ميدادند و خويشان خود را ترجيح نميدادند و آن تفضيل كه ميدادند نسبت بعثمان بسيار ناچيز بود.
و حمى لنفسه.
براى چريدن حشم خويش زمينها را قرق ميكرد و اين بر خلاف شرع اسلام است چون مراتع و آب كه كسى خود آن را نساخته و بيرون نياورده است ملك همه مسلمانان است.
و وقع منه أشياء منكرة في حقّ الصّحابة فضرب ابن مسعود حتّى مات و أحرق مصحفه و ضرب عمّارا حتّى أصابه فتق و ضرب أبا ذر و نفاه إلى الرّبذة.
درباره صحابه محترم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رفتار ناپسنديده بسيار كرد و مخالفان خود