شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٤٣ - تناهى سه قسم است در مدت و عدت و شدت
ننگريستند و بحث نظرى نكردند چنانكه مصنف كتاب در شرح اشارات فرموده است.
قوه غير متناهى در شدت آن است كه در كمترين مدت بزرگترين عمل را انجام دهد مثلا حرارتى كه آب همه اقيانوسها در آن واحد بجوش آورد بسيار شديد است و شديدتر از آن آنكه همه فلزات را در يك آن بگدازد و شديدتر آنكه اگر همه جهان پر از پلاتين شود بيك دم آب كند و باز هر چه بينديشيم از آن شديدتر هست كه هيچ كس توهم وجود آن را نخواهد كرد اما غير متناهى در مدت و عدد توهم آن ميشود كه قوه فلكى آن را الى الابد بگرداند و عدد دورههاى فلك الافلاك يا گردش زمين الى غير النهايه باشد.
اگر گوئى غير متناهى در مدت و عدد هرگز اتفاق نخواهد افتاد و احتياج بباطل كردن آن نيست چون از وقتى كه قوه محركه جسمى را حركت دهد تا هر وقت كه فرض كنى مقدارى يا زمانى محدود است و غير متناهى نيست. گوئيم مقصود اثبات محال بودن قوه ايست كه ممكن باشد از آن فعل غير متناهى برآيد نه محال بودن آثار غير متناهى. البته هر چه اثر از اين قوه برخيزد بغير متناهى نخواهد رسيد اما قوه كه بتواند غير متناهى را ايجاد كند بفرض سائل ممكن است و ما ميخواهيم آن را باطل كنيم و نظير اين بسيار است مثل آنكه عده غير متناهى انسان هرگز موجود نخواهد شد اما گنجيدن اين عده در يك خانه محال است. افعال غير متناهيه در زمان آينده بوجود نخواهد آمد اما صادر شدن آن از يك قوه جسمانى محال است. محال بودن غير متناهى را نميخواهيم ثابت كنيم بلكه محال بودن صدور غير متناهى را از يك قوه جسمانى ميخواهيم ثابت كنيم.
و الطّبيعىّ يختلف بإختلاف الفاعل لتساوى الصّغير و الكبير في القبول فإذا تحرّكا مع اتحاد المبدأ عرض التناهى.
هرگاه قوه محركه در خود جسم باشد و خود مايل بحركت باشد شكى نيست