شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٦٦ - شبهه آكل و مأكول
افزوده و كاسته نميشود و نمو و ذبول و فربهى و لاغرى و بزرگى و كوچكى همه بسبب اجزاى فرعى است كه باين اجزاى اصلى پيوستهاند و آنكه بايد در معاد برگردد اجزاء اصليه است (بقول آنها كه روح مجرد قائل نيستند) يا اجزاء اصليه بانفس ناطقه است با هم (بقول آنها كه روح مجرد قائلند) و برگشتن آن زوائد لازم نيست و مقصود از اين سخن رد آن عده از فلاسفه است كه خواستند بشبهه آكل و مأكول دفع معاد جسمانى كنند.
بايد دانست كه حكماى يونان اصلا متعرض معاد جسمانى نگشتند و از اثبات يا نفى آن چيزى نگفتند و معاد در نظر آنان معاد روح ناطقه است با صفات و كمالات وى و آنها كه شبهه آكل و مأكول و مانند آن ابداء كردند گروهى از شكاك متأخريناند و اما در عهد فلاسفه يونان معاد جسمانى صريحا مذهب كسى نبود تا فلاسفه آن را رد يا اثبات كنند حتى پيروان حضرت موسى عليه السّلام مختلف بودند گروهى صادوقيان از معاد خبر نداشتند و گروهى فريسيان اشاره مختصر بمعاد روحانى كردند مگر موسى بن ميمون اسرائيلى كه خود تربيت شده تمدن اسلامى بود و اصول دين يهود را در سيزده اصل شمرده حشر مردگان را يكى از اصول دين يهود آورده است. اما اجزاى اصليه را متكلمين از آن جهت معتقد شدند كه عقاب و ثواب بايد بهمان كس داده شود كه گناه يا طاعت كرده و اگر هيچ از مرده باقى نمانده و محشوران روز قيامت موجود تازه باشند عقاب آنها ظلم است مثل آنكه كرم و جعل و حشرات حاصل از بدن مردگان را بجرم زناى مردگان عذاب كنيم عاقلانه نيست و معتقدند اگر از اجزاى اصلى بدن خود آن مرده اين حشرات پديد آمد همان شخص اول برگشته لا محاله بياد گناهان خود آيد و عقاب براى گناه را بفهمند عقاب آنها ظلم نيست اما چنين فرضى كه همه اجزاى اصليه در بدن اتفاق افتد و اجزاى اصليه مكلف بار ديگر جمع شوند و ادراك كنند كه خودشانند محال نيست خداوند تعالى ميتواند در قيامت آنها را جمع كند چون اجزاى اصلى را در هر گوشه كه افتاده باشد ميداند در نظر محققين بايد روح باقى باشد و ببدن بازگردد و اگر آن نباشد ادراك خودى خود ممكن نيست و ما از صفحه ٢٤٣ تا ٢٦٤ در تجرد و بقاى روح سخن گفتيم اما تقرير شبهه اكل و مأكول معروف است و هر كس شنيده است.