شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٦٢ - لطف واجب است
فإن كان من فعله تعالى وجب عليه و إن كان من المكلّف وجب أن يشعره به و يوجبه و إن كان من غيرهما شرط في التكليف العلم بالفعل.
لطف را سه قسم فرمود:
اول آنكه فعل خداست و آن بر خدا واجب است چنانكه گفتيم.
دوم آنكه از افعال مكلفان باشد مانند وعظ و تذكير و تعلم قرآن و آداب و شرايع دين و تحصيل علوم دينى، واجب است خداى تعالى بر بندگان خود اين اعمال مقرب بطاعت را واجب كند و اگر بىحصول آن متمكن از فعل نباشد با آنكه واجب است آن را لطف نگويند.
سيم آنكه نه فعل خداست و نه فعل مكلف بلكه فعل اجنبى است مانند وجود واعظ و معلم قرآن و مسجد و مدرسه دينى و تمرين پدر و مادر و امر بمعروف و نهى از منكر و امثال آن، شرط است كه خداى تعالى بداند اين امور واقع ميشود تا تكليف كند.
و وجوه القبح منتفية و الكافر لا يخلو من اللّطف و الإخبار بالسّعادة و الشّقاوة ليس مفسدة.
بر لطف سه شبهه كردهاند اول آنكه ما بهمه جهات و مصالح افعال احاطه نداريم و بسيارى از اعمال را نميدانيم خوب است يا بد تا بشرع ثابت نشود مانند روزه عيد رمضان و لطف از همين قبيل است شايد در آن مفاسدى باشد كه ما ندانيم جواب آن است چيزى كه انسان را بطاعت نزديك كند و از گناه دور، ميدانيم هيچ مفسده ندارد و هر چه هست مصلحت است، و آنكه توهم ميشود شايد بعضى از امور مقرب بطاعت مفسده داشته باشد گوئيم آن مفسده از جهت ديگر است نه از جهت لطف مثل آنكه