شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٩٣ - اختلاف در خلاء
اختلاف در خلاء
مسأله دهم- خلاء بامكان مربوط است از اين جهت بحث از خلاء را با بحث مكان آوردند. متكلمين اسلام جز عده معدود كه متابعت حكما كردند خلاء را جائز ميدانند مانند طبيعيان عصر ما اما حكما مختلفند چنانكه خواهيم گفت ان شاء اللّه تعالى و هذا المكان لا يصحّ عليه الخلوّ عن شاغل و إلّا لتساوت حركة ذى المعاوق و حركة عديمه عند فرض معاوق أقلّ بنسبة زمانيهما.
مسأله دهم- پيروان ارسطو و ابو على مكان را سطح حاوى دانند و بعد مفطور را موهوم گويند خلاء در نظر آنها محال ذاتى است بفضا قائل نيستند تا سخن از خلاء و ملاء كنند. ميگويند همه ابعاد و امتدادات بر ماده است و هر جسم طبيعى است و امتداد بىماده يعنى جسم تعليمى مستقل موجود نيست بنظر آنها آن فضا كه تصور ميشود خالى است مثل داخل لامپ چراغ برق طول و عرض دارد و قابل تقسيم است پس مركب است از ماده و صورت هر چند بسيار رقيق باشد.
اما كسانى كه مكان را فضاى مجسم دانند بعضى خلاء را محال شمردهاند و بعضى ممكن و آنكه محال شمارد نبايد خلاء را محال ذاتى داند زيرا كه بعد بىماده را ذاتا ممكن ميداند و اگر محال گويد بعلت ديگرى است.
گويند اگر خلأ موجود باشد حركت در آن بايد در يك آن واقع شود چون حركت حد معين ندارد در سرعت و بطء كه گوئيم از آن مقدار سريعتر نميشود مثلا اگر جسمى يك فرسخ را در يك دقيقه بپيمايد جسم ديگر كه در نيم دقيقه پيمايد از آن سريعتر است و دليلى نداريم كه سير يك فرسخ را در يك ثانيه و كمتر از آن محال دانيم بلكه بايد از مقاومت فضائى كه حركت در آن واقع ميشود با قوه محركه حد سرعت مشخص شود. هرگاه حركت در فضائى با جسم رقيق باشد مانند هوا مقاومت آن با متحرك كمتر است از آنكه