شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٤٦ - در تجرد نفس
آن اين كه هزاران نوع اراده در نفس حاصل ميشود و تغيير بدنى كه به تبع آن در بدن مىبينيم يكى بيش نيست مثلا همه ارادات هزاران گونه از نوع خشم و غضب باشد آثار بدنى آن مانند يك چيز است.
ابو على بن سينا در نمط سيم اشارات فرمايد حركات اختياريه در نفسانى بودن شديدتر است از قواى ديگر و مراد وى اختيار حيوانى است كه مقهور واهمه و باصطلاح امروز غريزهاند و البته اختيار انسان بنفسانيت نزديكتر است چون در اختيار مقهور هيچ يك از قواى بدنى نيست.
اما دلالت نفس ناطقه و ادراك كلى بر تجرد نفس.
حكما گفتند ادراك يا جزئى است بتوسط يكى از آلات جسمانى و مقصود از ادراك جزئى ادراك چيزى مشخص و موجود است كه در اطراف ما قرار دارد و ممكن است در بدن ما فعل و تأثير كند و ما از تأثير او متوجه بوجود آن ميشويم مانند آنكه دست كسى كه ببدن ما برسد يا نور از جسم روشنى وارد چشم ما شود و همچنين صوت و بوى و مزه بسبب تاثير در بدن ما را متوجه خود كند تا از آن آگاه شويم و گاهى ادراك كلى است يعنى چيزى در جائى قرار نگرفته و فعلا موجود در خارج نيست تا بدن ما از آن متأثر شود و او در بدن ما تأثير كند مانند انسان كلى و ناطق كلى و مثلث كلى و مرض كلى و دشمنى يا دوستى كلى و ادراك اين امور بتوسط آلات بدن نيست زيرا كه آلات بدن از فرد موجود خارجى متأثر ميشود نه از چيزى كه در خارج نيست و اينها معانى و معلومات مجردند و علامه شارح فرمود علم متعلق بآنها هم مطابق آنها است لا جرم آن هم مجرد است و نفس كه محل اين علم است نيز مجرد است.