شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٢٥ - حدوث اجسام
زمان تقسيم شده بالفعل و اين بودنها حوادث غير متناهى ميشوند جدا از يكديگر و الا هر جسم در يك ساعت بلكه يك دقيقه محل حوادث غير متناهيه است و هيچيك از محققين آن را باطل ندانستهاند و گويا اصل اين دليل از كسانى است كه جزء لا يتجزى را جائز ميشمارند يا مانند نظام فرق ميان بالفعل و بالقوه نميگذارند (رجوع شود به صفحه ١٧١/ ١٧٢/ ١٧٧).
بهتر آن است كه متناهى يا غير متناهى بودن حوادث و تغيرات را از دليل حدوث حذف كنيم و بهمان طريق كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در جواب ابن ابى العوجاء استدلال فرمود استدلال كنيم. چون دليل آن حضرت دليل عقلى است و اصل روايت در توحيد صدوق است و ما شرح آن را در حواشى كافى كه با شرح ملا صالح طبع شده (جلد ٤ صفحه ٢٤٣) نوشتهايم. و از آن بهتر آنكه براى عامه مردم از دليل حركت و سكون صرف نظر كنيم و حدوث اجسام را نيز دليل اثبات واجب قرار ندهيم و عمده حاجت مردم در اثبات خداى تعالى اثبات علم و عنايت و لطف او است كه بتتبع در حكم و مصالح و نظر عبرت در انواع موجودات حاصل ميشود و از آن راه بهتر خدا را مىتوان شناخت و اثبات علم و عنايت او بطريقى كه در توحيد مفضل آمده و در تشريح و علم الحيوان و ساير ابواب شفا و قانون و كتب ابن سينا و كتب ديگر حكما مسطور است مفيدتر است و هرگاه كسى بخدا معتقد شد و همه چيز را مخلوق او دانست از اثبات حدوث اجسام بىنياز ميشود يا خود بخود قائل بحدوث ميگردد و هر كه قابل باشد مانند اهل معرفت از نظر در اصل وجود و مراتب آن يا ببرهان صديقين و امثال آن كه در محل خود مسطور است بمقصود ميرسد.
و الضّرورة قضت بحدوث ما لا ينفكّ عن حوادث متناهية.
بديهى است كه هر چه از حوادث متناهى خالى نيست خود حادث است اما اگر حوادث غير متناهى عارض جسم شود دليل حدوث او نخواهد بود از اين جهت متناهى بودن حوادث را ثابت كرديم.
فالأجسام حادثة و لمّا استحال قيام الأعراض إلّا بها ثبت