شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٢٧ - حدوث اجسام
نيست. يا گوئيم آيا آن زمانى كه بايد بوجود او پيش از وجود عالم معتقد شد امر حقيقى است يا موهوم اگر امر حقيقى است قول فلاسفه ثابت ميشود زيرا كه اين امر حقيقى تا خدا بوده است او هم بوده و مخلوق او بود و اگر امر موهوم است بدون نزاع و محاجه باتفاق همه كس پيش از خلقت جهان چيزى بىحقيقت بنام زمان ميتوان توهم كرد و دليلش وقوع اين است زيرا كه متكلمان و ديگران توهم كردهاند و نزاع در آن غير معقول است.
جواب دويم آنكه خداى تعالى فاعل موجب يعنى مجبور نيست بلكه مختار است هر وقت بخواهد بدون علت اشياء را ايجاد ميكند. خواجه عليه الرحمه فرمود اين قول بعضى از متكلمين است اشاره باينكه صحيح نيست چون ترجيح بدون مرجح محال است و به هرحال خداى تعالى علت ناقصه خواهد شد. و چون خواجه نصير الدين طوسى و شارح علامه و ديگر متكلمان آن را باطل ميدانند بدين جواب التفات نفرمودند.
چند جواب نيز شارح نقل كرده است.
جواب سيم آنكه شايد خلقت عالم در وقت معينى فرمود كه در آن مصلحتى بود و پيش از آن و پس از آن مصلحت نبود.
جواب چهارم خداى تعالى علمش تعلق گرفته بود اين وقت عالم را خواهد آفريد و اگر در غير آن مىآفريد بر خلاف علم او بود و محال است چيزى بر خلاف علم او واقع شود.
جواب پنجم آنكه خداى خواست در اين وقت بيافريند و اراده خود مخصص است بالذات و براى تخصيص اراده مخصص لازم نيست.
جواب ششم آنكه محال است عالم ازلى باشد و ناچار بايد حادث باشد بدليلى كه گذشت و بر فرض ندانيم اكنون كه ازلى نيست علت اختصاص او بوقت معين چيست محذورى لازم نمىآيد چنانكه ميدانيم بعد غير متناهى محال است و اگر ندانيم علت آن بعد معين كه دارد چيست مانع اصل مقصود ما نيست.