شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٣١ - معصوم نبودن ديگران تا مستحق امامت باشند
و صلابت شناخته باشند و اكنون هم ميان پادشاهان و رؤساى حكومتها رسم است كه پيام جنگ و حمله و تخويف را بوسيله مأمورين شجاع و معروف بعزم و تصميم ميفرستند تا وقع آن بيشتر باشد، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز على عليه السّلام كه هيبتش تن مشركين را ميلرزاند و نامش وحشت در دلها مىافكند مأمور خواندن سوره براءة كرد و از آنجا كه ميخواست هيچ چيز جز صلابت و عزم در اين پيغام نباشد خود آن حضرت را امير الحاج نكرد چون امير الحاج بايد با مردم بنشيند و برخيزد و مدارا كند.
تفصيلى كه شارح علامه رحمه اللّه نقل كرده موافق يكى از روايات غير معروف است[١] و روايت ديگر آن است كه ابو بكر را از امارت حج خلع نكرد و سوره برائت را هم اول باو نداد تا پشيمان شود و بدستور خدا پس بگيرد و هيچ اختلاف امر و دستورى در اين ميان نبود بلكه از همان اول ابو بكر را امارت حج داد و پس از آن سوره برائت را بعلى داد تا قرائت كند، و يكى از حاضران عرض كرد خوب بود سوره برائت را هم به ابو بكر ميداديد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود آن پيغام را ادا نميكند غير من يا يكى از خاندان من و ابو بكر خود پنداشت سورة برائت دادن دليل عزل است و ندانست اين عمل بر حسب قواعد سياست لائق او نبود و بهتر آن است براى تفصيل رجوع بشافى سيد مرتضى كنند.
و لم يكن عارفا بالأحكام حتّى قطع يسار سارق و أحرق بالنّار الفجاءة السلمى و لم يعرف الكلالة و لا ميراث الجدّة و اضطرب في أحكامه و لم يحدّ خالدا و لم يقتصّ منه.
بنابر مذهب اماميه بايد امام عالم باحكام شرع باشد و آنكه اين احكام نداند لايق امامت نيست اما بمذهب اهل سنت عيب نيست امام حكمى را نداند از جمله گفتند ابو بكر دست چپ دزدى بريد و ندانست بايد دست راست بريده شود.
[١]يعنى اول ابو بكر را امارت داد و او را مأمور خواندن سوره برائت فرمود آنگاه جبرئيل از طرف خداى تعالى دستور آورد كه ابو بكر را بازگرداند و على عليه السّلام بامارت حج و خواندن برائت فرستد.