شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٧٠ - حركت و احكام آن
تصدّع الآنية عند الغليان.
حركت در كم واقع ميشود و دليل آن دو تجربه است يكى تجربه شيشه كه واژگونه بر آب مىنهند و ديگر شكافتن آن چون بجوشانند.
تجربه اول آن است كه شيشه را بمكند و اندكى هوا از آن خارج كنند و بانگشت دهانه شيشه را نگاهدارند تا هواى ديگر داخل آن نشود آنگاه دهانه شيشه را واژگونه در آب نهند ناچار مقدارى آب از دهانه شيشه بدرون خواهد رفت بىآنكه آن را پر كند و گفتند اين دليل حركت كمى است يعنى آن مقدار هوا در شيشه كه آن را پر كرده است پس از مكيدن كمتر از هواى پيش از مكيدن است با اين حال بزرگ شده باندازه آنكه شيشه را پر كرد و باز چون آن را واژگونه روى آب گذاشتيم و آب بداخل شيشه رفت همان هوا كه شيشه را پر كرده بود كوچك شد و بقعر شيشه رفت و براى آب جاى بازشد و حركت در كم بدين وجه در هوا ثابت گرديد.
تجربه ديگر شكافتن ظرف در بسته است و پرآب چون بر آتش بنهند و بجوشانند.
بايد ظرف چنان بسته باشد كه بخار از آن بيرون نرود و چون بجوشانند هم حجم آب بسبب گرمى بزرگ ميشود و هم بخار و هوا كه در شيشه است بىآنكه از خارج چيزى بر آنها افزوده شده حركت در كم ميكند و علامه فرمود اين تجربهها مفيد ظن است[١]
[١]بايد دانست در علوم طبيعى كه تجربه بكار است مقصود و غايت چيز ديگر است و در فلسفه چيز ديگر و روشى كه در استدلال و براهين هر يك بكار ميبرند غير ديگرى است. در علوم طبيعى بيش از اين مقصود نيست كه بتجربه معلوم شود اثرى در دنبال مؤثرى مىآيد هر چند سر و علت آن را ندانيم اما مؤثر را كه باصطلاح فلسفى معد گويند درست بشناسيم مثلا سنبل الطيب براى عصب و قلب نافع است چون بتجربه معلوم كرديم پس از آشاميدن آن قلب آرام ميگيرد اما علت آن زيادتى اجزاى ناريه و قلت رطوبت يا مزاج خاص آن است بغرض اول مقصود طبيب نيست، آب جوشيده در ظرف سربسته بىشك ظرف را ميتركاند و آن اثر انبساط و بيشتر شدن مقدار مظروف است و مقصود طبيعى از اين تجربه حاصل ميگردد. و قماقم صياحه كه يكى از آلات جنگ-