شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٨٠ - حركت و احكام آن
يا چيزى كه بالضروره صحيح است اگر آنها نگفته باشند در آن ترديد دارند و حماقت آنها بحدى است كه حتى در طب بهمين روش ميروند اگر هزار بار داروئى خورده و از آن شفا يافته باشند پس از آن مطّلع شوند كه نصارى از اين دارو خبر ندارند و آن را بكار نبردند در بهبود خود شك ميكنند و آنچه در كتب سابقين هم از مقلده فلاسفه و پيروان نامهاى يونانى نقل كردهاند عينا مشاهده مىكنيم، در مسأله حركات دورانى و ارادى نيز كسانى ديديم از علم هيئت آن بديهيات اوليه را كه هيچ قابل بطلان و زوال نيست نميدانند و از رجعت و استقامت و اقامت و محاق و احتراق بلكه از علت اختلاف روز و شب در تابستان و زمستان و اختلاف شهرهاى جنوبى و شمالى در مقدار كوتاهى و بلندى روز آگاه نيستند يعنى چيزهائى كه هم در هيئت قديم ثابت است و هم در هيئت جديد همه بر آن متفقند اينان بىخبرند نادانسته بتقليد گويند قديم منسوخ شد و جديد ثابت گشت و اگر از آنها بپرسى آنكه باطل شد چه بود و آنكه ثابت شد چيست و آنكه از قديم ثابت بود و الى الابد باطل نخواهد شد كدام است نميدانند و اينان را جزء افراد بشر نبايد شمرد، بارى حركت دائم و دورانى (چه بهيئت قديم قائل شويم و چه هيئت جديد و چه نصارى تصديق بكنند و چه نكنند و چه مقلده آنان بفهمند و چه نفهمند) بسبب هيچ يك از علل طبيعى نيست و غير اراده در آن مدخليت ندارد هر چند كيفيت و تفصيل آن را ندانيم و ما در مبحث غايت و هم در بحث قوه مصوره مطالبى كه اين اصل را تقريب يا تأكيد كند ذكر كرديم.
و قسريّتها مستندة إلى قوّة مستفادة قابلة للضّعف.
حركت قسرى بر دو قسم است يكى آنكه محرك همراه متحرك باشد مانند كسى كه سنگى بر زمين كشانكشان ببرد ديگر آنكه قوه حركت دهنده در جسم متحرك نيست اما ميل حركت ايجاد ميكند و آن را رها ميكند مانند سنگى كه بهوا پرتاب كنند بمنجنيق يا فلاخن و امثال آن كه منجنيق در سنگ قوه ايجاد كرده و خود همراه سنگ نيست و در اين قسم اختلاف است رأى صحيح آن است كه سنگ از منجنيق قوه
شرح فارسي تجريد الاعتقاد متن ٣٨١ حركت و احكام آن ..... ص : ٣٦٥