شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٦٩ - شبهات ديگر در معاد
ميكشد و وارد است كه ابو بصير جوى و حوض كوثر را در بيرون مدينه ديد و امثال اين بسيار كه بهشت در غير آسمان هم هست غالبا حمل بر بهشت برزخى ميكنند پس تزاحم ميان موجود برزخى و موجود جسمانى نيست و از امام پرسيدند اگر بهشت باندازه آسمان و زمين فراخ است پس دوزخ كجا است فرمود وقتى روز آيد شب كجا است. و اگر موجود برزخى با دنيوى تزاحم نداشته باشند چه مانع از آنكه با موجودات عالم قيامت هم تزاحم نداشته باشند و استبعاد كه از قياس آخرت بدنيا برخيزد اعتبار ندارد.
شبهه سيم- آنكه سوختن هميشگى در آتش با زندگى ممكن نيست چگونه دوزخيان زندهاند و در آتش ميسوزند. جواب آن است كه امور آخرت را بدنيا قياس نميتوان كرد شايد زندگى در آنجا توقف بر آب و هوا و آلبومين و سلول و امثال آن ندارد و اگر ما ماهى را نديده بوديم تصور نمىكرديم چيزى در آب زندگى كند يا در آب شور چشم بگشايد.
شبهه چهارم- تولد بدن در قيامت بىپدر و مادر محال است.
جواب آن است كه اين نيز استبعادى است از قياس آخرت بدنيا برخاسته و نيز گوئيم در دنيا هم تولد بىتوالد بسيار است و در كتب فلاسفه خصوصا شفا از اين شواهدى است.
شبهه پنجم- آنكه قواى جسمانى غير متناهى نيست و محال است مردم در بهشت و دوزخ دائم بمانند. در جواب گوئيم اين هم از قياس آخرت بدنيا برخاسته و اعتبار بدان نيست و نيز در دنيا ممكن است قواى جسمانى غير متناهى باشد بمدد مجردات مانند حركت افلاك بمذهب فلاسفه قديم. آن كس كه گفت قوه جسمانى متناهى است خود او گفت ممكن است بمدد مجردات غير متناهى بشود.
شبهه ديگر تناسخ است و در شرح عبارت آتى بيان آن خواهيم كرد ان شاء اللّه.
و يستحقّ الثّواب و المدح بفعل الواجب و المندوب و فعل ضدّ القبيح و الإخلال به بشرط فعل الواجب لوجوبه أو لوجه