شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٨٣ - انواع ادراك
ثابت ميشود مانند عالم مثال منفصل حقيقى خارجى
و بعقيده مشائين حافظه قوه عاقله خود عقل فعال است و تذكر مواجه شدن نفس با آن و اللّه العالم.
و المتخيّلة المركبة للصّور و المعاني بعضها مع بعض.
متخيله پنجمين از قواى حس باطن است و آن گرچه از خيال مشتق است اما با خيال فرق دارد و آن قوه ايست در نفس انسان كه ميتواند صور و معانى گوناگون را با يكديگر تركيب كند يا مفاهيم مختلف را كه در يك چيز جمعند از هم جدا سازد و بالجمله قوهايست متصرف در ادراكات ذهنى و هيچ قوه در افراد انسان آن قدر مختلف نيست كه متخيله است. شعراى معروف و نويسندگان بزرگ و مخترعين و خطباى مشهور و دانشمندانى كه در بيان مسائل علمى و استدلال و برهان آوردن غايت مهارت دارند و امثال آنان در قوه متخيله بسيار قوى هستند و آنكه در اين قوه ضعيف است هر چند دانشمند بزرگ باشد در بيان و احتجاج چندان توانا نيست و شايد براى مطلبى جزئى چند صفحه بنويسد اما خواننده مقصود را در نيابد و او نتواند معانى و مفاهيم ذهنى را بتركيبى بليغ ادا كند و چون كتب مصنف اين كتاب و شارح علامه رحمه اللّه را بدقت تتبع كنيم دانيم چگونه انسان ميتواند الفاظ و معانى را چنان تركيب و تفصيل دهد كه گوئى جان خويش را در آن جمله بمردم شناسانده و خداى تعالى چه قدرتى در اين موجود عجيب الخلقه بوديعت نهاده است چنانكه شاعر گريد:
ما اطيب فاك جل باريك نميدانيم حيوانات تا چه اندازه قوه متخيله دارند اما اگر داشته باشند قوه واهمه بر آن تسلط دارد و عمل واهمه بعمل طبيعى و غريزى نزديكتر است مانند ساير اعمال حيوان. بنابراين قوه متخيله نه مانند حس ظاهر صرف قبول و انفعال است و نه مانند قواى حافظه صرف نگهدارى بلكه فعل است و تصرف در امور ذهنى از اين جهت آن را متصرفه گويند و در انسان هرگاه در امور عقلى و براى امور عقلى بكار رود قوه متفكره ناميده