شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٨٢ - انواع ادراك
كلى دشمنى يا دوستى را ادراك ميكنند و باضافه بمادر يا گرگ مخصوص جزئى ميسازند زيرا كه اين عين ادراك كلى است لكن مقصود آنست كه حالتى از ديدن مادر يا گرگ در آنها پيدا ميشود كه ما افراد انسان از آن تعبير لفظى يا مفهومى ميكنيم مثل آنكه درد دندان جزئى است اما مفهوم كلى درد دندان در ذهن مجرد است و جسمانى نيست صفحه (٢٥٣) نبايد واهمه را با خيال اشتباه كرد چون خيال معانى محسوسه بحس ظاهر را ذخيره دارد و واهمه معانى كه به هيچ حس ظاهر محسوس نيست نيز واهمه را نبايد با عاقله اشتباه كرد زيرا كه صاحب واهمه هيچ توجه بواقع ندارد و در ذهنش نميگذرد كه آيا ادراك او درست حكايت از واقع ميكند يا حاكى از واقع نيست. بلكه معنى در خاطرش ميگذرد و او را بكار ميدارد مانند كسى كه بچشمش اشاره كنند او قهرا چشم را برهم مىنهد يا كسى كه گوشش سنگين است براى آنكه صدا را بهتر بشنود دهان ميگشايد بىآنكه بداند از دهان راهى بگوش است. بسيارى از اعمال انسان چنين است و اين قوه در حيوان رياست كليه دارد بر همه قوى از اين جهت او را مكلف و مسئول اعمال خود نميدانند.
نيش عقرب نه از ره كين است
اقتضاى طبيعتش اين است