شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٧٦ - حركت و احكام آن
و لا اتّصال لذوات الزّوايا و الانعطاف لوجود زمان بين آني الميلين.
حركتى در مسافت كه صاحب زاويه باشد يا پس از رسيدن بمنتهى برگردد البته در محل تغيير جهت زاويه و بازگشت سكونى فاصله است چون حركت تابع و معلول ميل است و چون جسمى حركت كند تا منتهاى مسافت و آخرين نقطه آن، ميل با او هست و همان وقت ميل معدوم ميشود كه حركت بمنتهى رسد باز چون جسم متحرك بازخواهدگرديد بايد ميل ديگر مخالف جهت ميل اول در او ايجاد شود و اين دو ميل مخالف با هم در يك آن جمع نخواهند شد بلكه ميل اول در آن آخر حركت اول موجود است و ميل دوم در آن اول حركت دوم و اين دو آن غير يكديگرند و چون جزء لا يتجزى باطل است دو آن مجاور هم واقع نميشوند چنانكه دو جزء لا يتجزى جسمانى پهلوى هم واقع نميشوند و البته زمان متصل و ممتد ميان دو حركت بسكون ميگذرد كه اول زمان سكون بمنزله نقطهايست كه در آن ميل برفتن موجود بود و آخر زمان سكون بمنزلت نقطه كه ميل بازگشتن در آن موجود است، و بدين تقرير واضح كه گفتيم همه شبهات اهل تشكيك رفع ميشود و اصل تقرير از ابو على بن سينا است اما ديگران سخن از دو ميل مخالف در برهان نياوردند ابو على بر آنها ردّ كرده است و با اين حال در تقرير خود او هم شبههايست كه چون دانه ريگى بهوا پرتاب كنى و سنگ آسيا از بالا بيفتند و در راه خود آن ريگ را بزمين بازگرداند ميان بالا رفتن ريگ و بازگشتن آن زمان سكون نيست چون اگر ريگ بايستد آسيا هم مىايستد و آن معقول نيست و بعبارت كلى و اعم گوئيم گاهى وجود ضد سبب عدم ضد ديگر ميشود بىفاصله زمان مانند عارض شدن سفيدى كه سبب معدوم شدن سياهى است و وجود نور سبب نفى تاريكى است پس ميل شديد آسيا بطرف پائين كه پيش از رسيدن بريگ موجود بود هرگاه با آن برخورد ميل ريگ را بطرف بالا معدوم گرداند و حاجت بآن نيست كه ميل ريگ را سوى بالا پيش از برخورد با آسيا معدوم بدانيم تا ميل آن به تبع آسيا سوى پائين موجود شود