شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٢٥ - معصوم نبودن ديگران تا مستحق امامت باشند
گنجيده و پندار غلطى كه بىتامل در انديشه او آمده بود بايد هر كس كفشى بپاىدارد يا پيراهنى بر تن يا عصائى در دست تا برسد بملك و درخت و زمين و ده بايد شاهدى با جميع شرائط داشته باشد وگرنه امام مسلمين حق دارد مردم را از خانه خود بيرون كند و املاك از مسلمانان بستاند و مزارعى را از تصرف مالكان در آورد بلكه ميتواند اثاث و فرش و جواهر مانند انگشترى و گردن بند را از مردان و زنان بربايد اگر شاهد بر مالكيت آوردند بآنها بدهد و اگر شاهد نياوردند خود تصرف كند و هميشه شاهدان اين امور از جهان رفتهاند و اين غير انكار اصل مالكيت است زيرا كه بر انكار مالكيت اگر كسى شاهد هم بر مالكيت بياورد باو نبايد داد. بارى عمل ابو بكر دلالت بر آن ميكند كه او معصوم نبود كه از متصرف گواه خواست آنگاه شهادت على و ام ايمن را رد كرد و خود بفضل ام ايمن قائل بود روزى ابو بكر با عمر گفت بيا تا بزيارت ام ايمن رويم چنانكه پيغمبر بزيارت او رفت و از آن تبرك ميخواستند و از صحاح نقل كردند.
آنگاه چون زوجات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ادعاى حجرات خويش كردند بدانها داد و آن را صدقه قرار نداد و چنان اين عمل وى زبان زد مردمان گشت و باصطلاح امروز آن را نقطه ضعف ابو بكر شمردند كه عمر بن عبد العزيز فدك را بخاندان بازگردانيد چون ميخواست عادل باشد و تفاصيل اين امور در كتب بتفصيل مذكور است و حاجت بتكرار نيست.
و أوصت أن لا يصلّى عليها أبو بكر فدفنت ليلا.
حضرت فاطمه سلام اللّه عليها وصيت كرد ابو بكر بر او نماز نخواند و شبانه بخاك سپرده شد و تربتش تا امروز مخفى است چون روز اول آن را پنهان كردند و اين قضايا مشهور است و در همه كتب مذكور انكار آن نظير انكار حجة الوداع و غزوه بدر و احد و رحلت پيغمبر و غير ذلك و تفصيل آن در كتب امامت هست و ما ميدانيم كه حفظ مكان قبور ائمه و امثال آنها شيوه مسلمانان بوده و هست و اگر حضرت فاطمه زهرا روحى فداها را