شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥١٩ - ادله امامت على عليه السلام پس از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم
پيغمبر در مدينه با ضم انت منى بمنزلة هارون من موسى بهتر از آن دلالت دارد بر امامت على عليه السّلام با آنكه على عليه السّلام بآن راضى نبود و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بترغيب او را وادار كرد.
و عوام گويند كلوخانداز را پاداش سنگ است، و صحيح همان است كه بحديث غدير تمسك كنيم و اگر گوئى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بسيار كس را بر مدينه والى كرد گوئيم چون كسى قائل بامامت آنها نشده است بحث درباره آنها نبايد كرد و ما مدعى نشديم هر كس را وصى پيغمبر ولايت بر كارى داد لايق خلافت كليه است.
و لاستخلافه على المدينة فيعمّ للإجماع.
معنى آن از شرح عبارت پيش معلوم گشت.
و لقوله أنت أخى و وصيّ و خليفتي من بعدى و قاضى ديني بكسر الدال.
پيغمبر درباره على عليه السّلام فرمود تو برادر منى و وصى و جانشين پس از من و حكمكننده در دين من.
مؤلف فرمود. دين بكسر دال نه دين بفتح يعنى اداكننده دين من، اگر چه در اصول دين بدين گونه قرائن ظنى و لفظى احتجاج نميتوان كرد اما اين جمله براى تأكيد است و در ادله ديگر كفايت است.
و لأنّه أفضل و إمامة المفضول قبيحة عقلا
دليل ديگر بر امامت على عليه السّلام آنكه او افضل بود و پستتر را نبايد پيشواى افضل قرار داد و در افضليت آن حضرت پس از اين بحث خواهد شد ان شاء اللّه تعالى.
و لظهور المعجزة على يده كقلع باب خيبر و مخاطبة الثّعبان و رفع الصّخرة العظيمة عن القليب و محاربة الجنّ و ردّ الشّمس و