شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٤٣ - در تجرد نفس
بلكه جوهرى است ذاتا مدرك و بخراب بدن فانى نميشود و ادراك او متوقف بر بدن نيست همچنين درد و لذت وى (آ ه) و آن آيه (١٧٠) از سوره آل عمران است و نيز بيضاوى در تفسير آيه (١٥٥) از سوره بقره «وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ» گويد در اين آيه دلالت است بر آنكه ارواح جوهر قائم بخود مغايرند با بدن محسوس پس از مرگ باقى ميماند با ادراك و شعور و جمهور صحابه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و تابعين صحابه بر اين عقيده بودند و آيات و سنن بر آن دلالت دارد و اين را از وى غنيمت بايد شمرد خصوصا آنكه نسبت بصحابه و تابعين داده است.
بارى اين بحث از بزرگترين مباحث بشرى است. و اوهام متعارض بسيار و حل آن براى اذهان مادى كه از وسوسه واهمه ايمن نيستند دشوار است انكار آن الحاد و موجب انكار هر دين و شريعت و اخلاق و ترك همه آداب و فضائل انسانى است و اقرار بآن سبب همه خيرات و مكارم و فضائل است. و هر چه در اين باب توضيح بيشتر داده شود سزاوار است و ما از نقل سخنان سخيف و تكلفآميز جماعتى گزافهگوى صرف نظر ميكنيم مانند آنكه گفت نفس خون است يا حركت است يا جزء لايتجزائى است در قلب و غير آن چنانكه مؤلف و شارح نقل نكردند و باختصار گوئيم.
در نفس دو احتمال بيش نبايد داد يكى آنكه عرض است مانند حرارت و برودت و روشنى چراغ و الكتريك و امثال آن قوى كه البته تابع ماده و مزاج خواهد بود و ديگر آنكه خود اصلى است مستقل مربوط بعلت خود مانند نور خورشيد كه بديوار تابيده و تابع ديوار نيست و از اين دو احتمال احتمال دويم حق است و خواص انسان كه در او هست و در حيوانات ديگر نيست دو چيز است يكى نطق و ديگرى اختيار.
بايد از دقت در اين دو خاصيت دريافت كه نفس انسانى چگونه است.
علامت تابعيت نور چراغ آن است كه هر تغيير در نور چراغ حاصل ميشود اولا در ماده او تغييرى پيدا شده است و از او بروشنى سرايت كرده است و علامت استقلال آنكه تغيير ديوار تغيير در نور خورشيد نميدهد.