شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٤٢ - نمونه از فضائل على عليه السلام
از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چنانكه در تاريخ و سيره آن حضرت در جنگ بدر و احد و احزاب و خيبر و حنين همه جا مذكور است و حق آن در اينجا ادا نميشود و كتب مفصل در دست رسى همه كس موجود است.
و لأنّه أعلم لقوّة حدسه و شدّة ملازمته للرّسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و كثرة استفادته و رجعت الصّحابة إليه في أكثر الوقائع بعد غلطهم و قال النّبي صلّى اللّه عليه و آله أقضاكم علىّ و أستند العلماء في جميع العلوم إليه و أخبر هو عليه السّلام بذلك.
حكما حدس قوى را قوه قدسيه ميگويند يعنى چنان ذهن مستعد دانستن باشد كه باندك توجه از جانب خداوند هر مطلبى كه ميخواهد بر قلب او افاضه شود و مرتبه كامل آن در انبيا و اولياء است و اين قوه در على عليه السّلام بود و ملازمت با رسول صلّى اللّه عليه و آله و بسيارى استفاده از آن حضرت او را بهمه چيز عالم كرد چنانكه درباره او فرمود «انا مدينة العلم و على بابها» و علم آن نيست كه كسى الفاظى بشنود و آن را از بر كند بلكه بملازمت استاد خود معنى ناشنيده را دريابد و اگر آن چه على عليه السّلام از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شنيد ديگرى مىشنيد عالم نميشد چنانكه اگر جبرئيل قرآن را بر رجل من القريتين عظيم ميخواند آنها پيغمبر نميشدند.
بايد گفت دليل اعلميت على عليه السّلام وجود و مشاهده علم او است در نزد مردم و بر فروغ خور نجويد كس دليل هر كس گويد ديگرى از على عالمتر بود آنست كه يك خطبه مانند خطب توحيدى او بما نشان دهد يا يك مكتوب نظير كتاب آن حضرت بمالك اشتر بياورد.
با اين حال گفتند صحابه در وقايع رجوع باو كردند و اين را دليل بر فضل امير المؤمنين عليه السلام نميتوان قرار داد. فرضا چند عرب بدوى جائى از او چيزى ميپرسيدند او ميدانست و آنها نميدانستند اعلميت از چند عرب بدوى فضل نيست فضل فضلاى صحابه بعلم نبود بلكه بهمت و ديندارى و كوشش در پيشرفت اسلام بود.
و پيغمبر فرمود اقضاكم على در قضا و حكومت على از همه صحابه افضل است.