شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٩ - حادث و قديم
مقدم است بر نوع يا نوع بر جنس باعتبار شمارش از اعم باخص يا اخص باعم يا رياضى مقدم بر طبيعى است و صرف مقدم بر نحو در تعليم.
پنجم تقدم بشرف و فضيلت چنان كه گويند ابو علي سينا مقدم است بر ابن اسحاق كندى با آنكه دويست سال پس از او بود و سعدى مقدم است بر عنصرى.
و متكلمان قسم ديگر افزودند و تقدم را شش قسم ساختند و آن تقدم بالذات است مانند تقدم ديروز بر امروز و گويند تقدم زمان ذاتى است نه بزمان زيرا كه براى زمان نبايد زمان ديگر ثابت كرد اگر بگوئيم ديروز در زمان پيش بود و امروز در زمانى پس از آن، براى زمان زمان ديگر ثابت كردهايم، و آن را از اقسام ديگر تقدم نشايد شمرد، و متأخران تقديم بالذات را بر اعم از تقدم بعليت و بالطبع اطلاق كردهاند.
گفتند برهانى بر انحصار در اين اقسام نيافتيم اما غير اين اقسام هم نيافتيم و متأخران اقسام ديگر افزودند يكى تقدم بالتجوهر و ديگر تقدم دهرى كه اصطلاح مير- داماد است و سيم تقدم ما بالذات بر ما بالعرض مانند حركت كه نسبت بكشتى دهيم بالذات است و بآنكه در كشتى سوار است بالعرض.
و مقوليّته بالتّشكيك و تنحفظ الاضافة بين المضافين في أنواعه.
مسأله سى و چهارم- بعضى گويند لفظ تقدم در اين پنج معنى مشترك لفظى است مانند كلمه شير بر شير درنده و شير نوشيدنى. و بعضى گفتند مشكك است يعنى يك معنى است در جائى شديدتر و جائى ديگر ضعيفتر مانند سفيدى و معنى مشترك در همه انواع تقدم آن است كه هر چه مؤخر را هست مقدم را بطريق اولى باشد اما آنچه مقدم را هست شايد در مؤخر نباشد مثلا سعدى در شهرت و شعر بر عنصرى مقدم است يعنى اگر عنصرى را شاعر مشهور بايد گفت سعدى را بطريق اولى بايد گفت (در تقدم به شرف) و نيز اگر انگشترى را متحرك بايد گفت ناچار دست كه آن را حركت ميدهد به طريق اولى متحرك بايد گفت (در تقدم بعليت) و اگر در رتبه بخواندن نحو رسيده