شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٣٩ - مقدمات فعل اختيارى
تلك الحركة تتبع تخيّلات و إرادات جزئيّة تكون السّابق من هذه التّخيّلات علّة للسّابق لتلك المعدّة لحصول تخيّلات و إرادات أخرى فتتّصل الإرادات في النّفس و الحركات في المسافة إلى آخرها.
حركت اختيارى بهر جاى باشد تابع اراده ايست بر حسب آن حركت بهمان اندازه از همان راه، و هر سرعت كه خواهى، حركت تو تابع خواست تو است و اگر تو خود تعيين نكنى نه حد سرعت معين ميگردد و نه خصوصيات و مشخصات ديگر. بلكه هر گام تابع اراده مخصوص است چون گام اول را كه بردارى و بگذارى ميتوانى گام ديگر را كوتاهتر يا بلندتر يا مستقيم يا منحرف بردارى پس هر گامى تابع اراده ايست خاص خود و اراده پيشين علت گام پيشين است و گام پيشين معد يعنى آمادهكننده كه انسان تخيل تازه و اراده تازه براى گام ديگر كند.
و ارادههاى پياپى و حركات دنبال يكديگرند.
يشترط في صدق التأثير على المقارن الوضع.
مسأله يازدهم. مقارن در اصطلاح اهل معقول بماديات گويند يعنى جسم و جسمانى و هر نيرو كه از جسم برخيزد مانند حرارت و برق و روشنائى و قوه مغناطيس.
و مقارن هميشه در جائى از فضا قرار دارد و بدان اشاره توان كرد و قابل اشاره بودن را وضع گويند و بزوال تركيب جسم و پراكندن آن فانى ميشود و آنچه را در ماده جسمانى يعنى مقارن نيست مفارق گويند يعنى نيروئى جدا از جسم و جسمانى مانند روح مجرد.
انسان و ملائكه مقرب و شايد جسم مثالى بىماده را هم مفارق گويند و مجرد نيز همان است.