شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٣٦ - معصوم نبودن ديگران تا مستحق امامت باشند
بيت المال قرض گرفته بود و آنها گويند امام باجتهاد خود ميتواند ترجيح دهد يا قرض بردارد اما منع اهل بيت از خمس معروف است و يزيد بن هرمز روايت كرده است چنانكه در شافي است كه نجده بابن عباس نوشت و از خمس پرسيد كه براى كيست او جواب داد از آن ما بود و خويشان ما براى ما نگذاشتند صبر كرديم.
و قضى في الجدّ بمائة قضيّة و فضّل في القسمة و منع المتعتين.
سه حكم است كه عمر را بدان عيب گيرد يكى آنكه درباره جد يعنى ميراث او صد حكم مختلف كرد و در بعضى روايات هفتاد گفتهاند. ديگر آنكه در تقسيم عطا از بيت المال بعضى را بر بعضى ترجيح ميداد سيم آنكه از دو متعه منع كرد يكى متعه زنان يعنى نكاح غير دائم و ديگر متعه حج يعنى آنكه كسى كه نيت حج افراد كرده و حيوان قربانى همراه خود نياورد عدول بعمره تمتع كند در اين باب سخن بسيار است در اين مختصر نمىگنجد.
و اهل سنت گويند عمر اجتهاد ميكرد و هر چه از او بر خلاف ديگران بينى و اجتهاد خود او باشد عيب نيست بر وى و در مذهب ما امام بايد معصوم باشد و حكم از خدا فراگيرد بالهام يا بهر وجه كه خدا داند و باجتهاد كه در معرض خطا است عصمت ثابت نميشود.
و حكم في الشّورى بضدّ الصّواب.
شرح فارسي تجريد الاعتقاد متن ٥٣٦ معصوم نبودن ديگران تا مستحق امامت باشند ..... ص : ٥٢٢
ن عمر از دنيا ميرفت ولايت عهد خويش بشورى گذاشت و وصيتى كرد كه معروف است و براى ما ممكن نيست تفصيل واقعه را اينجا نقل كنيم و كتب تواريخ و امامت را همه در دست دارند.
و خرق كتاب فاطمة عليها السّلام.
نقل است كه چون مخاصمت ميان ابو بكر و فاطمه طول كشيد ابو بكر فدك را باو رد كرد و نوشته بدست آن حضرت داد فاطمه سلام اللّه عليها از نزد ابو بكر بيرون آمد و نامه در دست او بود او را در راه ديد و چون از قصه آگاه شد نامه را گرفت و پاره كرد و