شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٤ - وجوب و امكان و امتناع
محال نيست.
مؤلف فرمود واجب و ممتنع باعتبار غير و نفرمود ممكن باعتبار غير زيرا كه امكان غيرى تصور نميشود. يعنى ممكن نيست چيزى ذاتا ممكن نباشد و بواسطه علت ممكن شود.
و يشترك الوجوب و الامتناع في اسم الضّرورة و إن اختلفا في السلب و الايجاب.
مسأله بيست و پنج- وجوب و امتناع هر دو را ضرورى گويند الا آنكه يكى وجودش ضرورت دارد و ديگرى عدمش
و كلّ منهما يصدق على الآخر إذا تقابلا في المضاف إليه.
واجب را ممتنع توان گفت و ممتنع را واجب چون آنكه وجودش واجب است نبودن او ممتنع است آنكه بودنش ممتنع است نبودنش واجب است و مقصود از مضاف اليه وجود يا عدم است. كه وجوب و امتناع را گاه اضافه بوجود ميكنيم و گاه بعدم.
و قد يؤخذ الإمكان بمعني سلب الضّرورة عن أحد الطّرفين فيعمّ الاخرى و الإمكان الخاص.
در منطق گفتهاند امكان دو قسم است امكان خاص و امكان عام. ممكن خاص آن است كه نه بودن آن ضرورت دارد نه نبودن آن مانند انسان كه باشد يا نباشد مساوى است.
و ممكن عام آن است كه بگوئيم فلان وجودش ضرورت ندارد و سخن از عدم نياوريم و يا بگوئيم فلان عدمش ضرورت ندارد و سخن از وجود نياوريم اگر گفتيم وجودش ضرورت ندارد دو قسم است يا مانند انسان است يا مانند شريك البارى چون وجود هيچيك ضرورت ندارد و اگر گفتيم عدمش ضرورت ندارد باز شامل انسان ميشود