شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣١٣ - كيفيات استعداديه
بىمزه آنست كه ذرات آن در آب دهان حل نشود مانند آهن و فلزات ديگر و اگر چنان كنند كه حل شود و در زبان فرو رود بسا مزه داشته باشد و دور نيست كه جسمى حل شود در آب دهان و بزبان فرو رود و مزه نداشته باشد مانند آب.
قبض و عفص هر دو رطوبت دهان را بخود جذب ميكند از اين جهت انسان احساس خشكى ميكند و گوئى بسبب بيرون رفتن رطوبات ذرات ديگر بهم نزديك و فشرده ميشود و عفص بآن گويند كه احساس فشردگى در باطن و ظاهر زبان هر دو باشد و عامه آن را گس گويند و قبض آنكه فشردگى در ظاهر زبان باشد فقط و آن را دبش گويند
و منها المشمومات و لا أسماء لأنواعها إلّا من حيث الموافقه و المخالفة.
مسأله نهم. در بوىها. يكى از انواع كيف محسوس آن است كه بقوه شامه ادراك ميشود و آن بوى است و انواع آن نام خاص ندارد جز آنكه اضافه بصاحب آن بوى كنند مثل بوى گل و بوى مشك اما بعضى بويهاى خوش است و بعضى ناخوش مانند بوى مردار و از اين دو بموافقت و مخالفت تعبير نموده است و بوى خوش موافق طبع انسان و بوى ناخوش مخالف آن.
كيفيات استعداديه
و الاستعدادات المتوسّطة بين طرفي النّقيض.
مسأله دهم- گفتيم كيف چهار نوع است و يكى از آنها كيف استعدادى است كه قوه و لا قوه نيز گويند. و معنى استعداد و امكان استعدادى پيش از اين گذشت و گفته شد كه چون ماده آماده صفتى يا تغييرى يا صورت تازه يا حالتى تازه و زوال حالات و صورت