شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٠٣ - البحث عن المبصرات
نيامده زيرا كه اگر چنين بود سياهى آن منعكس نميشد و تنها سفيدى منعكس ميشد علاوه بر اينكه راه تغيير رنگ از سفيدى بسياهى يكى نيست بلكه گاهى از سفيدى تيره و خاكى رنگ و قهوه و سياه ميشود و گاهى زرد و سرخ كم رنگ و رنگ جگرى و سياه و گاه از طريق سبزى ضعيف و شديد تا يشمى و سياهى ميرسد و اگر رنگ متوسط از آميزش دو طرف بود يك راه بيشتر نداشت و شارح علامه فرمود كلام ابو على بن سينا درباره سفيدى مضطرب است گاهى آن را حقيقى دانسته و گاهى غير حقيقى و بهتر آن بود كه ميفرمود شيخ هر دو را ممكن شمرده است چون ممكن است در بعض موضوعات مانند برف غير حقيقى باشد از امتزاج هوا و جسم شفاف بنظر مى آيد و در بعض موضوعات حقيقى باشد.
و طرفاه السّواد و البياض المتضادّان.
دو طرف رنگ سياهى و سفيدى است و با يكديگر متضادند چون ميان آنها نهايت دورى است و هر دو ضد نوعى جداگانهاند يكى غير ديگرى چنانكه هر رنگ مانند سبزى و سرخى نوعى جدا است و شرط تضاد آن است كه جنس واحد باشند و شارح علامه فرمود همه الوان يك نوعند و اگر مراد نوع اضافى باشد صحيح است.
و يتوقّف على الثّاني في الإدراك لا الوجود.
رنگ متوقف بر روشنائى است باين معنى كه اگر روشنائى نباشد رنگ ديده نميشود نه آنگه اگر روشنائى نباشد رنگ موجود نيست و ابو على گويد اگر روشنى نباشد رنگ بالفعل موجود نيست چون جسم بر دو قسم است يا شفاف مانند شيشه كه چون نور بر آن افتد بگذرد و پشت آن ديده شود و اين جسم رنگ ندارد دويم كدر كه نور بر آن بتابد و نگذرد و سوى ديگر آن ديده نشود مانند چوب و فلز و در اينگونه اجسام است كه رنگ را مشاهده ميكنيم پس رنگ بسبب توقف نور است بر سطح جسم و نگذشتن آن و اگر گوئى شيشههاى رنگين هم شفاف است هم رنگ دارد پس رنگ از توقف و نگذشتن نور نيست گوئيم البته ذراتى كه مستعد پذيرفتن رنگهاى مختلف است با جرم