شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٨٤ - عفو و شفاعت
مطابق لياقت و استعداد مردم بعضى لايق عفوند و بعضى نيستند آنكه هست مطلقا عفو ميفرمايد.
و للسّمع.
دليل منقول بر عفو آيات قرآن است مانندوَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ وإِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ.
و الإجماع على الشّفاعة فقيل لزيادة المنافع و يبطل منّا في حقّه تعالى.
مسأله دهم علماى اسلام اجماع كردند كه شفاعت حق است گروهى گفتند شفاعت درباره نيكان است كه خداى تعالى منافع بيشتر دهد بآنها و آنها وعيديه باشند كه در غضب خدا سخت گيرند و قوا، آنان را اينجا نقل فرمود. گروه ديگر گويند شفاعت براى رفع عذاب است از فاسقان پس از اين ذكر آن بيايد ان شاء اللّه. اگر شفاعت طلب زيادى منافع باشد پس صلوات كه ما بر پيغمبر ميفرستيم شفاعت باشد چنانكه مؤلف فرمود باطل است شفاعت ما درباره پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله.
و آن سخن كه درباره عفو گفتيم درباره شفاعت نيز هست زيرا كه اگر شفاعت مطلقا فعل حسن باشد نه خداى تعالى ترك آن ميكند و نه شفاعت كنندگان و تبعيض جائز نيست مگر گوئيم مردم در لياقت و استعداد فرق ميكنند و اگر شفاعت كلى باشد لطف باطل ميشود.
و نفى المطاع لا يستلزم نفى المجاب و باقي السّمعيّات متأوّلة بالكفّار.
در آيه كريمه استما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ ستمكاران ياورى ندارند و نه شفاعتكننده كه فرمان او مطاع باشد. و اين آيه دليل آن است كه شفاعت