شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٧٣ - جزء لا يتجزى
فراهم نمىآيد.
و لحركة الموضوعين على طرفي المركّب من ثلاثة.
دليل دوم آنكه پنج جزء فرض مىكنيم سه جزء آن را در يك رديف كنار هم (CS( مىچينيم و جزء چهارم را روى يك جزء كنارى و جزء پنجم را روى جزء ديگر كنارى. آنگاه فرض مىكنيم دو جزء بالائى روى بهم بروند بيك سرعت تا جزء كناره راست بالا با جزء چپ بالا با هم ملاقات كنند روى جزء ميانه رديف پائين و هر يك از دو جزء رديف بالا بر مفصلهاى رديف پائين قرار گيرند و همه تقسيم شوند. (CS(
أو من أربعة على التّبادل.
دليل سيم است بر بطلان جزء لا يتجزى. فرض ميكنيم دو جزء را در يك رديف كنار هم ميگذاريم بدين صورت. (CS(**
و جزء سيم را زير يكى از آنها و جزء چهارم را روى ديگرى قرار ميدهيم آنگاه اين جزء بالا و آن جزء زيرين را حركت ميدهيم تا بدين صورت قرار گيرند. در ضمن اين حركت جائى خواهد بود كه جزء بالا محاذى جزء زيرين واقع خواهد شد و آن غير از مفصل اجزاى ميانه نخواهد بود و ناچار همه تقسيم ميشوند. (CS(
و يلزمهم ما يشهد الحسّ بكذبه من التفكيك و سكون المتحرّك و انتفاء الدّائرة.
شواهد ديگرى است بر آنكه جزء لا يتجزى صحيح نيست.